بررسی سیاست‌های احتمالی رسانه ملی در مواجهه با بحران‌های اقتصادی سال 98

0

کانون تفکر فضای مجازی

چکیده

افق آینده پژوهی راهبردی:  شواهد و قرائن نشان می‌دهد سال آینده از جنبه اقتصادی سال سختی برای کشور خواهد بود. نشانه‌هایی از شروع اعتراضات صنفی و معیشتی به صورت محدود در پایان سال قابل مشاهده است. مواجهه صدا و سیما با این اعتراضات و مشکلات اقتصادی در چند سیاست کلی قابل پیش‌بینی است. تشدید و تثبیت؛ انعکاس محدود و تخلیه روانی، عدم واکنش جدی سه سیاست کلی قابل پیش‌بینی است. ورود صدا و سیما به رقابت‌های سیاسی داخلی و نگاه به مشکلات اقتصادی به عنوان مشکل دولت و جناح سیاسی حاکم بر دولت می‌تواند موجب تحقق سیاست اول گردد. از سوی دیگر نیز تسلط جریان‌های امنیتی محدودیت‌گرا بر جریان محتوایی سازمان صدا و سیما ممکن است فضا را به سمت انقباض و واگذاری زمین رسانه‌ای به رسانه‌های رقیب ببرد. در هر صورت نوع مواجهه سازمان صدا و سیما به دلیل حاکمیتی بودن صدا و سیما به عنوان یک رسانه در واقع به نوعی موضع‌گیری کلیت نظام تصور شده و بیش از کارکرد رسانه‌ای دارای کارکرد سیاسی و حکمرانی است.

مقدمه

سازمان صدا و سیما به عنوان رسانه ملی در فضای جدید رسانه‌ای مانند گذشته مجرای اصلی خبر و اطلاع رسانی نیست. به عبارت دیگر تا حدود زیادی انحصار رسانه‌ای از دست این سازمان خارج شده است. اما این واقعیت نباید باعث کم اهمیت انگاشته شدن این سازمان رسانه‌ای شود. دو نکته در خصوص جایگاه رسانه ملی در فضای رسانه‌ای کشور قابل اهمیت است. درست است که از پایان انحصار صدا و سیما سخن می‌گوییم اما نباید فراموش کرد که هنوز هم مهم‌ترین بازیگر فضای رسانه‌ای کشور صدا و سیما است. واکنش دیگر فضاهای رسانه‌ای مانند رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی به محتوای رسانه ملی که گاه به کمپین‌ها و موج‌های شبکه‌ای تبدیل می‌شود نشان از قدرت تاثیرگذاری و همراه‌کنندگی این سازمان رسانه‌ای دارد.

نکته قابل توجه دیگر این است که سازمان صدا و سیما به دلیل انتصاب حاکمیتی‌ و اتصال مستقیم به راس نظام اسلامی در واقع به نوعی نقش روابط عمومی کشور و سخن‌گویی نظام را بازی می‌کند که نقش به شدت با اهمیتی است. به عبارت دیگر شاید در گذشته چشم‌پوشی رسانه ملی از موضوع یا اتفاقی تا حدودی باعث کنترل موضوع و عدم درگیری جامعه با موضوع می‌شد اما امروز چنین چیزی اساساً ممکن نیست. اما مجرای انتشار روایت و واکنش کلیت نظام به آن موضوع، همچنان صدا و سیما است و تعلل رسانه ملی در اقدام پیش دستانه و ارائه روایت دست اول از هر موضوعی به نوعی تبدیل کردن نظام به عنصر منفعل در مقابل آن واقعه یا موضوع خواهد بود.

همین جایگاه در فضای رسانه‌ای کشور است که می‌تواند نقش مهمی در مدیریت بحران‌ها و هیجانات داشته باشد. به زبان ساده‌تر اگر روزی عدم واکنش یا واکنش خفیف به بحرانی در کشور نوعی مدیریت بحران بود امروز عدم واکنش در سطح واقعه به نوعی شعله‌ور تر کردن موضوع است. تاثیر منفی رسانه ملی بر بحران‌ها به دو صورت ممکن است. نخست اینکه زمین بازی رسانه‌ای را برای جریانات رقیب و روایت‌های رقیب خالی می‌کند و دوم اینکه تصویری غیر مسئولانه و بی‌تفاوت گونه از کلیت نظام به مردم منتقل کرده و تشدید بحران را باعث خواهد شد. از همین رو به نظر می‌رسد رسانه ملی در واکنش به بحران‌های احتمالی باید سیاست کلی و برنامه عملیاتی داشته و آنگونه که از شواهد و قرائن بر می‌آید خود را برای بحران اقتصادی و مشکلات پیش‌رو آماده کند.

سیاست اول تشدید و تثبیت

در این سناریوی سیاسی در واقع سازمان صدا و سیما به منظور مدیریت فضای رسانه‌ای در نقش منعکس کننده بحران و با هدف جهت‌دهی اعتراضات به سمت دولت عمل خواهد کرد. به عبارت دیگر با هدف غایی حفاظت از کلیت نظام و همچنین ایجاد فضای پاسخگویی و مطالبه‌گری فضای انتشار اخبار منفی و بازنمایی بحران را به سمت آزادتر شدن برده و سعی می‌کند خود و کلیت نظام را در این مسیر از دایره آسیب بحران خارج کند. خطر جدی این سیاست این است که آنگونه که جریانات سیاسی دولت و کلیت نظام را تفکیک می‌کنند معلوم نیست در ذهن مخاطب چنین تفکیکی وجود داشته باشد. دولت به عنوان قدرت سیاسی در چارچوب جمهوری اسلامی ایران با استفاده از ظرفیت‌های قانونی کلیت نظام به قدرت رسیده و نمی‌توان عملکرد آن را از چارچوب‌های دیگر نظام به صورت کامل تفکیک کرد. مسئله دوم در تشدید و تثبیت بحران، افزایش ناامیدی از ایجاد تغییر مثبت از طریق صندوق رای است که کشور را در سال آینده که سال مهم برگزاری انتخابات مجلس است دچار مشکل جدی در بحث مشارکت خواهد کرد.

مسئله مهم دیگر این است که انعکاس مدیریت نشده و بازِ اخبار منفی جامعه را با نوعی افسردگی سیاسی و هم‌نشینی با فساد درگیر می‌کند. هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با فساد و ریخته شدن قبح آن نزد مفسد روی دیگر تشدید و گسترش اخبار منفی و فساد است. به عبارت دیگر ناکارآمدی و فساد در صورتی که آنقدر برجسته شوند که به ظاهر غول غیر قابل شکستی در ذهن مخاطب به نظر برسند نتیجه آن از بین رفتن انگیزه مبارزه با فساد و حرکت جامعه با کنار آمدن با این غول هفت سر است.

سیاست دوم ؛ انعکاس محدود و تخلیه روانی

این سیاست در واقع از لحاظ عرض سیاست مانند سیاست قبل است و نوک پیکان انتقاد را به سمت دولت و  مجلس گرفته است اما به این تفاوت که در طول دستگاه‌های اجرای و سیاسی سعی می‌کند به سمت سطوح بالای مدیریتی نرود. به عبارت دیگر با امتیازدهی به دولت و مجلس وضعیت کشور را در سطح ناکارآمدی مدیران میانی نگه دارد. انعکاس مشکلات عمومی مردم، عدم رسیدگی دستگاه‌های اجرایی و مطالبه‌گری، جزئیات بیشتر این سیاست کلی است. به نظر می‌رسد این سیاست در کوتاه مدت بتواند بخش عمده‌ای از هیجانات سیاسی را مدیریت کند اما کارکرد این سیاست بسیار کوتاه مدت است و در دراز مدت علاوه بر نقاط منفی که در سیاست قبلی به آن اشاره شد، اعتبار رسانه‌ای رسانه ملی را نیز تا حدودی خدشه‌دار می‌کند.

سیاست سوم؛ عدم واکنش جدی

به نظر می‌رسد بدترین سیاستی است که رسانه ملی در قبال بحران اقتصادی موجود و شرایط آینده می‌تواند اتخاذ کند، عدم واکنش جدی است. در واقع عدم واکنش جدی که کما بیش واکنش رسانه ملی به بحران‌های اجتماعی گذشته بوده؛ علی رغم اینکه تا کنون شواهدی دال بر آن مشاهده نشده است اما می‌تواند گزینه عملیاتی در مواقع تشدید بحران باشد. عدم درگیر شدن رسانه ملی در بازنمایی بحران عمومی مانند وضعیت اقتصادی کنونی در واقع نقطه پایان اعتبار و قدرت مدیریت ذهنی جامعه در شرایط رسانه‌ای کنونی است که نه تنها امکان مدیریت بحران را ندارد بلکه به عنوان متغیر تشدید کننده آن نیز عمل خواهد کرد. به نظر می‌رسد با توجه به تغییرات صورت گرفته در فضای رسانه‌ای این سیاست دیگر جایی در میان تصمیمات رسانه‌ای مدیران رسانه ملی نداشته باشد.

سیاست پیشنهادی

به نظر می‌رسد گسترش دایره انتقاد و بازنمایی مشکلات از دولت و مجلس به سمت دیگر نهادها و مطالبه‌گری مجدانه از آنها می‌تواند نقش مهمی در اجرای نقش صدا و سیما در نشان دادن همراهی نظام با مردم داشته باشد. به عبارت دیگر شنیده شدن نقاط ضعف از بلندگوهای خودی تا حدود زیادی کارکرد بسیج کنندگی و تحریک کنندگی جامعه در بحران‌های هیجانی را خواهد گرفت اما این موضوع مرز ظریفی با تشدید افسردگی سیاسی و پایان امید از کارایی نظام سیاسی حاکم دارد. به نظر می‌رسد نسبت اخبار مثبت و منفی باید به نحوی مدیریت شود که همیشه وزن کیفی اخبار مثبت بیشتر و وزن کمی اخبار منفی بیشتر به نظر برسد.

به عبارت دیگر مدیریت پردازش خبر و تاثیرگذاری روانی اخبار مثبت در کنار اخبار منفی هنری است که در بحران‌های پیش رو بیش از هر چیزی به آن نیاز است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد فضا دادن به جریانات سیاسی مختلف و ایجاد تنوع در گفتمان‌های سیاسی سهیم در فضای رسانه ملی فضای کشور را به سمت نشاط سیاسی و حضور فعالانه در انتخابات سوق خواهد داد. افزایش تنوع در گزینه‌های قابل انتخاب مردم در انتخابات و نمایش این طیف گسترده در فضای رسانه‌ای تا حدودی نقش امید به تغییر مثبت در آینده را حداقل تا پایان سال 98 و برگزاری انتخابات مجلس، ایفا خواهد کرد.

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 60، فروردین 1398

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.