عدالت رسانه‌ای فرصت پیش روی دهه پنجم انقلاب اسلامی

0

کانون تفکر فضای مجازی

افق آینده پژوهی راهبردی:  عدالت از موضوعاتی است که دوست و دشمنِ جمهوری اسلامی ایران از آن به عنوان محل ضربه پذیری انقلاب اسلامی در چهلمین سالروز پیروزی‌اش یاد می‌کنند. یکی از جدی‌ترین مصادیق مساله عدالت عدالت رسانه‌ای است. رسانه به عنوان ابزاری برای تقویت قدرت، خود نیازمند قدرت است و از همین روست که همیشه در خدمت و اختیار قدرتمندان بوده است. طبیعی است در چنین شرایطی سهم مستضعفین در بازنمایی خود و ارزش‌های خود در فضای رسانه‌ای بسیار ناچیز خواهد بود. انحصار رسانه‌های عمومی در دست دولت اگر چه راه‌حل قانون اساسی برای حفاظت از رسانه در مقابل تسلط جریان‌ها و اهل قدرت بوده است اما تجربه چهل ساله نشان می‌دهد همچنان سهم مستضعفین در کلان فضای رسانه‌ای کشور از سینما گرفته تا تلوزیون در نسبت به نقطه آرمانی انقلاب مستضعفین فاصله جدی دارد.

رسانه‌های اجتماعی علی‌رغم اینکه خود می‌تواند به ابزار بازتولید قدرت برای صاحبان پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی شوند اما در مقیاسی کوچکتر فرصتی برای حرکت به سمت عدالت رسانه‌ای و افزایش سهم مستضعفین در کلان فضای رسانه‌ای است. رسانه‌های اجتماعی در چهل سالگی انقلاب به بستری برای عدالت‌طلبی، تحول‌خواهی و افزایش نظارت عمومی بر حکمرانان شده و این بستری برای تحقق حکومت مستضعفین در انقلاب اسلامی است. بستری که افق‌های روشن‌تری از آینده را در موضوع عدالت رسانه‌ای در فضای کشور گشوده است. حفاظت از این فضا نیازمند پرهیز از افتادن در دام دو قطبی سازان و جنجال زیستان قدرت طلب خواهد بود.

مقدمه

ساختار سنتی رسانه در گذشته و تا حدودی حال، بر این بود که داشتن رسانه نیازمند دو عنصر اصلی بود نخست ثروت و دیگری قدرت. ثروت برای راه اندازی و اداری رسانه که عمدتاً دارای چرخه سوددهی مطلوب هم نیست و نیازمند منابع پر قدرت مالی است و قدرت از دو جنبه بر امکان داشتن رسانه موثر است؛ نخست دسترسی به خبر و محتوا و دیگری مقاومت در برابر جریان‌ها و حکمرانان. این نگاه نوعی نگاه ضد امپریالیستی و تا حدودی چپ به مفهوم رسانه به چارچوب سازمان رسانه‌ای است که به نظر نمی‌رسد از واقعیت هم به دور باشد. پاسخ چپ‌گرایان به این نگاه این است که رسانه باید در انحصار دولت باشد و به نظر می‌رسد متاثر از همین نگاه هم قانون اساسی رادیو و تلوزیون را در انحصار دولت قرار داده است.

آنچه در خصوص دیگر رسانه‌ها مانند روزنامه‌ها و سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها در عمل اتفاق افتاده مقوم همین نگاه است زیرا عملاً رسانه‌داران کسانی هستند که به نحوی از قدرت و ثروت برخوردار هستند. روزنامه‌ها و خبرگزاری‌هایی که هر کدام به اشخاص سیاسی و جریان‌های سیاسی وابسته هستند نشان می‌دهد اگر راه اندازی تلوزیون خصوصی هم در کشور ممکن بود سهم چه کسانی می‌شد و صدای چه کسانی در آن شنیده می‌شد.

بررسی و تحلیل موضوع

در این نظام رسانه‌ای که توضیح داده شد نظارت عمومی بر عملکرد حاکمان جای خود را به نظارت برای مچ‌گیری رقیب تبدیل شده و شفافیت جای خود را به افشاگری علیه رقیب می‌دهد. شفافیت به جای اینکه موجب اصلاح و تغییر شود موجب سرخوردگی و از بین رفتن قبح فساد و کژکارکرد می‌شود. بدیهی است این چنین شرایطی با آنچه در آرمان و گفتمان انقلاب اسلامی در سال 1357 بیان شده بود فاصله جدی دارد. اما ظهوری رسانه‌های اجتماعی یک تغییر ماهوی جدی و مهم در مفهوم رسانه ایجاد کرد و آن از بین رفتن مرز تولید کننده و مصرف کننده محتوا بود. به واقع در یک مقایسه نسبی تاثیرگذاری و تولید و توزیع محتوا در رسانه‌های اجتماعی در نسبت به اسلاف خود نیازمندی کمتری به قدرت و ثروت داشت. هرچند که هنوز نیز قدرت و ثروت است که می‌تواند به برجسته شدن بعضی صداها و افراد کمک کند و بعضی دیگر را خفه کند اما در یک مقایسه نسبی این وضعیت نسبت به گذشته به مراتب بهتر و نزدیک‌تر به عدالت است.

رسانه‌های اجتماعی علی‌رغم اینکه در لایه پلتفرم و سرویس مولد قدرت برای مالکان خود هستند اما در لایه محتوا و رسانه انحصار محتوایی را از صاحبان قدرت تا حدودی خارج کردند. مفهوم قدرت خود نیز مفهومی نسبی است. به طور مثال جریان رسانه‌ای وابسته به جمهوری اسلامی در نسبت با جریان رسانه‌ای استکبار و غرب در یک نسبت قدرت و مستضعف قرار می‌گیرد و طبیعتاً در قیاس با رسانه‌های سنتی که نیازمند ثروت و قدرت داشتن فناوری پرتاب ماهواره بوده و هست، رسانه‌های اجتماعی فرصتی برای بروز و ظهور گفتمان‌های به حاشیه رانده شده است.

در همین نسبت در درون جمهوری اسلامی ایران نیز مردم عادی، طبقات ضعیف و حتی مناطق محروم در فضای رسانه‌های اجتماعی فرصت بروز و ظهور بیشتری دارند. در فضایی که سهم مرفهین مرکزنشین در محتواهایی مانند سریال‌های تلوزیونی در نسبت با محرومین حاشیه‌نشین و ساکن مناطق محروم همیشه در وضعیت نابرابر تعریف شده و در شرایطی که بحران آلودگی هوای تهران همیشه سهم بیشتری از پیگیری و مطالبه در نسبت به طوفان‌های 120 روزه سیستان و گرد و خاک خوزستان داشته است بدیهی است که رسانه‌های اجتماعی روزنه‌ای برای شنیده شدن مستضعفین یعنی صاحبان اصلی انقلاب است.

در زمانه‌ای که نسبت سیاسی صاحب یا مدیر رسانه با مسئول و دولتمرد میزان شفافیت‌طلبی و مطالبه‌گری رسانه را تنظیم می‌کند رسانه‌های اجتماعی ابزاری برای نظارت عمومی و مطالبه‌گری عموم فارغ از بده و بستان‌های سیاسی و اقتصادی است. در چنین شرایطی می‌توان رسانه‌های اجتماعی را روزنه‌ای پر امید برای افزایش کارایی سیستم، نظارت عمومی و مطالبه‌گری فرا قشری و فرا منطقه‌ای در دهه پنجم انقلاب اسلامی است. باید دقت داشت پاد زهر این فرصت برای مستضعفین تکرار و استحاله نقاط تاریک به منظور ایجاد ناامیدی از اصلاح و عادی سازی فساد و کژی است. نظارت عمومی در بستر رسانه‌های اجتماعی و عدالت رسانه‌ای اگر با همراهی عدالت ساختاری و مبارزه قاطعانه با فساد از مجاری حقوقی و ساختارهای مسئول همراه نباشد به ناامیدی از کل سیستم و کنار آمدن جامعه با فساد خواهد انجامید.

رسانه‌های اجتماعی مجرای امید و ناامیدی نیروی مولد و محرک انقلاب اسلامی یعنی جوانان پرانرژی و تحول خواه در دهه پنجم انقلاب خواهد بود که اگر ظرفیت ایجاد و میزبانی آن در داخل نیز فراهم شود از کژکارکرد وابستگی به خارج از کشور در سطح پلتفرم نیز کاسته خواهد شد.

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 59، بهمن 1397

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.