نگاه استراتژیست ها و اندیشکده های غربی به انقلاب اسلامی و آینده آن

0

کانون تفکر سیاست خارجی

چکیده

افق آینده پژوهی راهبردی: انقلاب اسلامی بعنوان یکی از مهم‌ترین تحولات قرن بیستم، همواره مورد توجه و مطالعه استراتژیست‌ها و اندیشکده‌های غربی بوده است. انقلاب ایران به تعبیر فوکو، روحی تازه در جهان قرن بیستم محسوب می‌شد. روحی که بسیاری از معادلات منطقه‌ای و بین المللی را به شدت تحت تاثیر قرار داد، به نحوی که هم اکنون نیز پس از گذشته چهار دهه از شکل‌گیری آن، ذهن بسیاری از متخصصان را درگیر خود نموده و در بسیاری از دانشگاه های بزرگ جهان به عنوان یکی از نمونه‌های پر اهمیت و بزرگ انقلاب در جهان در کنار انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. در این مقاله با درک اهمیت و ضرورت شناسایی چارچوب فکری دشمن، به دنبال تبیین نگاه استراتژیست‌ها و اندیشکده‌های غربی به پدیده انقلاب اسلامی هستیم.

مقدمه

بنظر می­رسد در سال­ها و ماه­های اخیر و به احتمال بسیار قوی در آینده، موضوع “آینده انقلاب اسلامی” در بین تحلیل‌گران و حتی سیاست­مداران و کارگزاران برخی کشورها از اهمیت زیادی یافته است. با توجه به افزایش نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و تاثیرگذاری زیاد بر گروه‌های مقاومت، بررسی آینده انقلاب اسلامی در ورود به دهه پنجم در دستور کار اندیشمندان غربی قرار گرفته است. در خصوص آینده انقلاب اسلامی ایران نظرات مختلفی وجود دارد که در این گزارش نظرات برخی از استراتژیست­ها و اندیشکده‌های فعال در عرصه روابط بین‌الملل که در منابع مختلف را ارائه خواهیم نمود:

متیو بی[1] پژوهشگر اندیشکده استراتفور بیان می‌کند پس از چهار دهه از سقوط محمدرضا پهلوی، ایدئولوژی انقلابی همچنان در جمهوری اسلامی ایران تداوم دارد. از نظر وی، ارتباط فلسفه حکمرانی با نسل‌های جدید انقلاب در حال کاهش است و چالش‌های داخلی و خارجی دولت در حال افزایش است. او با اشاره به ناآرامی‌های دی‌ماه سال گذشته معتقد است که این نارآرامی‌ها نشان دهنده یکی از بزرگترین معایب و مشکلات دولت انقلابی است: انقلاب چهل ساله هنوز نتوانسته است به یک مدل اقتصادی پایدار دست یابد. از نظر وی آیت‌الله خامنه‌ای، قریب به 30 سال است که آتش انقلاب اسلامی را پس فوت بنیان‌گذار آن زنده نگاه داشته است اما سوال اینجاست که چه اتفاقی در فرآیند انتقال این آتش روشن به جانشین بعدی رخ خواهد داد و روحیه انقلابی به چه میزان به 70% از جمعیت ایران که پس از انقلاب متولد شده‌اند، منتقل خواهد شد؟ او با بیان تعدادی از مهمترین چالش‌های انقلاب اسلامی از جمله مساله اقتصاد، انقلاب اسلامی ایران را بر اساس کتاب آناتومی انقلاب، با انقلاب‌هایی همانند انقلاب فرانسه مقایسه نموده و فرآیند تکاملی انقلاب‌ها را مورد بحث قرار می‌دهد.

ساموئل هانتینگتون به نظریه برخورد تمدن هایش شناخته شده است. این نظریه برای اولین بار در سال 1993 در نشریه فارین افرز مطرح شد و مناقشه انگیزترین بخش آن آنجایی بود که می‌گفت “اسلام مرزهای خون آلودی دارد”. وی سمبل خیزش اسلامی را انقلاب 1979 ایران و جنگ اول خلیج فارس می‌داند. او دو عامل را دلیلی برای تهدیدزا بودن تمدن اسلامی معرفی می‌کند: یکی انفجار جمعیتی جوامع مسلمان و درصد بالای جوانان که باعث ایجاد بی‌ثباتی و گسترش تفکرات بنیادگرایانه در مرزهای تمدنی و نیز درون آن می‌شود. دیگری همجواری این تمدن با بسیاری از حوزه‌های تمدنی مانند چین، هند، تمدن ارتدکس روسی، تمدن غرب، و آفریقا. از نظر وی تمدن اسلامی می‌تواند بالقوه با تمدن چینی همکاری کند چرا که به اعتقاد وی هر دو در حوزه‌هایی مانند اشاعه تسلیحات، مخالفت با لیبرال دموکراسی، و حقوق بشر موضعی علیه تمدن غرب دارند. در واقع هر دو آن‌ها تجدید نظرطلب اند، با این تفاوت که تمدن اسلامی از تمدن چینی رادیکال‌تر است. تمدن‌های ژاپنی، روسی، و هندی موضع دو سویه دارند. از یک طرف با گروه‌های اسلامی در داخل خود سر ستیز دارند از سوی دیگر با ایران بر سر دو موضوع همکاری می‌کنند: جریان نفت و جلوگیری از خشونت‌های مسلمانان ارتدوکس در مرزهای جنوبی روسیه.[2] هانتیگتون تضاد را اصل می‌گیرد، اما واحدهای مورد بررسی وی حوزه‌های تمدنی­اند و نه دولت-ملت­ها. او نه تنها انقلاب اسلامی ایران را رو به اضمحلال نمی‌بیند بلکه به غرب هشدار می‌دهد که انقلاب ایران را جدی بگیرند، چرا که مبنای تضاد از نظر وی نه قدرت و ثروت، بلکه فرهنگ و تمدن هست. از این رو قدرت نرم انقلاب اسلامی برای هانتینگتون مهم است.

شیرین هانتر در پایگاه لوب لاگ بیان می‌کند که جمهوری اسلامی در بسیاری از حوزه‌های حکمرانی شکست خورده است. او معتقد است تلاش‌های انجام شده در زمینه اسلامی کردن ایران (مانند انقلاب فرهنگی چین)، نسبت به قبل باعث افزایش شکاف میان ایران و اسلام بعنوان دو منبع هویت بخش، شده است. در همین حال بر اساس اظهارات مقامات و روحانیون که از کاهش اعتقادات اسلامی در جامعه گلایه دارند، پروژه اسلامی‌سازی با شکست روبرو شده و در مقایسه با گذشته ایران به یک کشور سکولارتری تبدیل شده است. به اعتقاد او تضعیف اسلام‌گرایی منجر به تقویت ملی‌گرایی نشده بلکه صرفاً منجر به مشتعل شدن فرقه‌گرایی شده است. به عبارت دیگر سیاست‌های حکومت اسلامی در حال تضعیف هر دو منبع انسجام اجتماعی شامل ملی‌گرایی ایرانی و شیعه‌گرایی است. هانتر معتقد است که انقلاب 1979 بعنوان انقلاب اسلامی شناخته شد زیرا تمامی گروه‌های درگیر از اسلام و شخصیت آیت‌الله خمینی برای هدایت جامعه غالباً مذهبی ایران استفاده نمودند. با این حال انقلاب یک سازه مربوط به چپ‌گرایان بوده و بخشی از تاکتیک‌های شهری و پارتیزانی است که اسطوره آسیب‌ناپذیری پادشاهی را تخریب می­نماید. وی معتقد است علیرغم این که انقلاب یک سازه چپ‌گرا است، در انقلاب 1979 چپ‌ها میدان قدرت را به دلیل اختلافات داخلی باخته و برخی از آنها نیز با بمنظور رسیدن به اهداف خود به سیستم جدید پیوستند. رادیکال‌های سابق در حال حاضر بعنوان اصلاح‌طلبان شناخته می‌شوند و نیمه ملی گرایان سکولار نیز هیچ شانسی برای گرفتن قدرت ندارند زیرا به شدت درگیر رقابت‌های شخصی بوده و از فقدان یک رهبر کاریزماتیک رنج می‌برند. بنابراین هیچ چشم‌اندازی نیز برای آینده متصور نیستند. هانتر با اشاره با بزرگترین چالش‌ها و مشکلات جمهوری اسلامی معتقد است که مهمترین درس آموخته سال‌های گذشته آن است که انقلاب در آینده راه حلی برای مشکلات نیست. کشورهایی که تغییرات تکاملی را احساس کرده‌اند، بسیار موفق‌تر بوده‌اند. دومین درس آموخته آن است که مهندسی فرهنگی هیچگاه موفق نمی‌شود. برای مثال تلاش شوری برای ایجاد جامعه کمونیستی شکست خورد، انقلاب فرهنگی مائو و سیاست‌های پهلوی برای بازسازی فرهنگی هخامنشی با شکست مواجه شد. به اعتقاد وی تلاش‌های انقلابیون اسلامی نیز برای ایجاد یک ایران جدید و کاملاً اسلامی نیز با مشکلات جدی روبرو شده است زیرا هیچ‌گاه نمی‌توان گذشته یک کشور را به طور کامل پاک نمود.

معروف‌ترین نظریه فرانسیس فوکویاما در کتاب پایان تاریخ و انسان آخرالزمان انتشار یافته است. او در این کتاب به اختصار به اسلام پرداخته و اسلام را مانند فاشیسم و استالینیسم امپریالیستی نمی‌داند چرا که از نظر وی جاذبه منطقی یا احساسی چندانی در خارج از حوزه تمدنی خود ندارد. او به مشکلات اقتصادی کشورهایی مانند ایران و عربستان اشاره می‌کند و می‌گوید که این کشورها به ثبات نمی‌رسند تا زمانی که یا به دموکراسی تبدیل و یا اینکه تجزیه شوند. به اعتقاد او اگرچه بعد از فروپاشی فاشیسم و کمونیسم، اسلام تنها رقیب فکر لیبرال دموکراسی غرب است و این که ایران خطرناک‌ترین دولت ملت در حال حاضر است، اما اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند که جاذبه آن‌ها محدود است.[3] او همچنین، اندکی بعد حوادث دی ماه 96 پیش‌بینی کرد که ایران در آستانه یک انفجار اجتماعی است که ناشی از تفاوت نسلی می‌باشد. وی معتقد است که نتیجه فروپاشی جمهوری اسلامی هر چه باشد، بی‌ثباتی بیشتر به همراه خواهد داشت.[4]

هنری کسینجر یکی از طرفداران محمدرضا پهلوی بود و او را به خاطر سیاست خارجی ضد شوروی اش می­ستود. طبیعی است که او از مخالفین انقلاب اسلامی ایران باشد. درجه مخالفت او با جمهوری اسلامی ایران به حدی است که گفته بود از بین بردن داعش باعث ایجاد امپراطوری رادیکال ایرانی می‌شود. کیسینجر علیرغم مخالفت عمیق خود با جمهوری اسلامی معتقد است در صورتی که ایران یک دولت ملت باشد و تبدیل به یک کمپین ایدئولوژیک نشود، می‌تواند با منافع ملی ایالات متحده همساز شود[5]. او در جایی دیگری در مورد انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) نیز گفته است: آیت‌الله خمینی، غرب را با بحران جدی برنامه‌ریزی مواجه کرد، تصمیمات او آنچنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه‌ریزی را از سیاستمداران و نظریه‌پردازان سیاسی می‌گرفت. هیچکس نمی‌توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند زیرا او با معیارهای دیگری، غیر از معیارهای شناخته شده در دنیا، سخن می‌گفت و عمل می‌کرد. گویی از جایی دیگر الهام می‌گرفت. دشمنی آیت الله خمینی(ره) با غرب، برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت.

استفان والت معتقد است ایالات متحده به دلیل قدرت بی‌بدیل اش، منابع و جغرافیایی که دارد، در وضعیت امنیتی فوق‌العاده مساعدی قرار دارد، اما با این حال به شکلی غیرمنطقی توانسته خود را معتقد کند که جمهوری اسلامی ایران با بودجه دفاعی ناچیز 10 میلیارد دلاری [در سال 2013] یک تهدید جدی محسوب می‌شود. وی معتقد است ایالات متحده نباید خود را مشغول قدرت‌های کوچکی مانند ایران، لیبی، کره شمالی و سوریه بکند. هر اتفاقی در خاورمیانه رخ دهد، ایالات متحده آن قدر قوی است که بتواند در هر حالتی برنده باشد.[6] او در جای دیگری لیبی زمان قذافی را سازگارتر از ایران می‌دانست[7] و قدرت منطقه‌ای ایران را ناشی از اشتباه جورج بوش در حمله به عراق می‌داند. با این حال ایران تا تبدیل شدن به یک هژمون منطقه‌ای راه درازی در پیش دارد.[8]  به اعتقاد وی هیچ کس در ایالات متحده نمی‌تواند مطمئن باشد که رژیم تهران در حال فروپاشی است و از طرف دیگر مردم عادی در ایران با نظام جمهوری اسلامی هم نظر هستند که ایالات متحده در بخش‌هایی در امور داخلی آن‌ها دخالت کرده است.[9] والت از جمله نظریه‌پردازانی است که هر نوع ایده‌پردازی را حول محور مخالفت با جنگ تنظیم می‌نماید. او با جنگ عراق، حمله به لیبی، تهدید ایران و هر نوع مداخله نظامی دیگر مخالف است. او از یک طرف، ایران را بعنوان یک هژمون منطقه‌ای نمی‌داند و از طرف دیگر اعتقاد ندارد که انقلاب اسلامی ایران در حال اضمحلال است.

جان مرشمایر در کتاب “هزینه‌های بی‌مسولیتی” که در سال 2014 نوشته است اشاره می‌کند که دلیل قدرت گرفتن جمهوری اسلامی حمله امریکا به عراق بود. وی نیز همانند سایر واقع‌گرایان از این منظر با حمله امریکا به عراق مخالف بود. از سوی دیگر او می‌گوید نشانه واضحی وجود ندارد که ایران به دنبال سلاح هسته‌ای است و سلاح‌های متعارف آن هم چندان قابل توجه نیست. او یکی از دلایل بی‌توجهی ایران به دستیابی به سلاح هسته­ای را این می‌داند که از نظر تهران سلاح هسته‌ای یک سلاح دفاعی است و کمکی به گسترش نفوذ منطقه ای ایران نمی‌کند. او با دخالت امریکا در سوریه نیز مخالف است چرا که اگر واشنگتن در مسیر سرنگونی اسد قدم بردارد، باعث خواهد شد تا جمهوری اسلامی نگران شود که او مقصد بعدی پروژه تغییر رژیم خواهد بود و در نتیجه احتمالاً به سمت ساخت  سلاح های هسته ای پیش خواهد رفت.  نکته مهم آن است که او انقلاب ایران را آخرین انقلاب یوتوپیایی می داند که از قرن هیجدهم با انقلاب فرانسه آغاز شد.[10]

اگر چه فرید زکریا یک نظریه پرداز روابط بین الملل است، اما بیشترین توجه را به جامعه داخلی ایران دارد. زکریا جمهوری اسلامی را از بسیاری از رژیم های منطقه دموکراتیک تر می داند و جامعه ایران را از بسیاری جوامع خاورمیانه پیشرو تر می داند. به عنوان مثال او در جایی با مقایسه ایران و مصر اشاره کرد که اغتشاشات سال 88 در نتیجه برگزاری یک انتخابات بود، در حالی که نتیجه انقلاب مصر هم یک انتخابات در حد انتخابات سال 88 ایران نبود و وقتی عبدالفتاح السیسی ادعا کرد 97% آرا را برده است، کسی اعتراض نکرد.[11]

ریچارد هاس بعنوان رئیس شورای روابط خارجی ایالات متحده، فروپاشی جمهوری اسلامی غیرمحتمل می‌داند ودر عین حال با هسته‌ای شدن ایران مخالف است چرا که آن را آغازگر یک ماراتن هسته‌ای در خاورمیانه می‌داند.[12] او در مقاله‌ای برای فایننشیال تایمز، پس از انتخاب مجدد حسن روحانی، اظهارداشت: “بسیاری این را نشانه افزایش قدرت میانه روها در ایران می‌دانند در حالیکه این یک نظر ساده‌انگارانه است بسیاری از ابزارهای قدرت در دست رهبران محافظه‌کار جمهوری اسلامی باقی می‌ماند. به اعتقاد وی تا آن جایی که آینده قابل پیش‌بینی است، ایران یک نظام سیاسی هیبریدی، با اصلاحات محدود باقی می‌ماند.”[13]

جان اسپوزیتو در کتاب ” انقلاب ایران و بازتاب جهانی[14]” بیان می‌کند که دوست و دشمن معتقدند انقلاب ایران، تاثیر بسزایی بر جهان اسلام و غرب داشته است. بدون شک بدفهمی‌ها مانع آن شده است که غربی‌ها و به ویژه ایالات متحده، خط­مشی­های ایران و بازتاب جهانی انقلاب ایران آن را به درستی درک نکرده­اند. یک بدفهمی­ رایج این است که انقلاب ایران شدیداً شیعی و فرقه‌گرایانه است در حالی­که انقلاب ایران از نخستین روزها، اگاهانه تصویری جهان شمول از خود ارائه داده و آرزوهایی جهان شمول در سر داشته است. بسیاری از مسلمانان انقلاب اسلامی را غلبه اسلام بر نیروهای اهریمنی و پیروزی جهان سوم بر امپریالیسم آمریکا می­دانستند.

آنتونی بلک یکی دیگر از اندیشمندان غرب است که در کتاب ” تاریخ اندیشه سیاسی اسلام[15]” درخصوص اهمیت پدیده انقلاب اسلامی و آثار آن معتقد است استدلال اصلی آیت الله خمینی[ره] و دیگران برای کنارگذاشتن شاه این بود که این اقدام، پیش شرط اجرای شریعت است. اجرای شریعت، همه شیطان‌های اجتماع امروز و کل جهان را از میدان به در می‌کند زیرا شریعت از جانب ­خدا است. دریک جمع­بندی با توجه به نظریات فوق بنظر می رسد که اغلب افرادی که در عرصه روابط بین‌الملل شناخته شده هستند نظری در خصوص فروپاشی جمهوری اسلامی و انقلاب ندارند و چه بسا برخی از روشنفکران به خوبی در مورد ماهیت آن سخن گفته اند و برخی دیگر مانند مرشایمر استحاله وکمرنگ شدن انقلاب را مدنظر دارند.

[1] Matthew Bey

[2] https://www.foreignaffairs.com/articles/united-states/1993-06-01/clash-civilizations

[3] They Can Only Go So Far, Francis Fukuyama, The Washington Post, August 24, 2008

[4] http://www.arabnews.com/node/1244711/middle-east

[5] http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2006/06/22/AR2006062201469.html?noredirect=on

[6] https://foreignpolicy.com/voices/walt#sthash.ruxfm9q4.dpbs

[7] https://online.wsj.com/news/articles/SB10001424052748703775704576162442710880396

[8] https://foreignpolicy.com/2018/01/16/the-islamic-republic-of-hysteria-iran-middle-east-trump/

[9] https://foreignpolicy.com/2010/01/25/nothing-more-dangerous-than-a-recovering-realist/

[10] https://nationalinterest.org/files/digital-edition/1388435556/129%20Digital%20Edition.pdf

[11] https://www.washingtonpost.com/opinions/global-opinions/iran-has-the-ingredients-for-revolution–but-a-strong-regime-to-ward-it-off/2018/01/04/0cadf774-f19a-11e7-97bf-bba379b809ab_story.html?utm_term=.3bb572ef43f2

[12] https://foreignpolicy.com/2010/01/25/nothing-more-dangerous-than-a-recovering-realist/

[13] https://www.ft.com/content/e9795334-3d6c-11e7-82b6-896b95f30f58

اسپوزیتو،جان ال،1382،انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن،ترجمه:محسن مدیرشانه چی،مرکز بازشناسی اسلام و ایران،تهران.[14]

.آنتونی،بلک،1386،تاریخ اندیشه سیاسی اسلام،مترجم:محمدحسین وقار،چاپ سوم،نشر اطلاعات،تهران[15]

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 59، بهمن 1397

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.