چهل سالگی انقلاب اسلامی در مقابله با نظام سلطه

0

کانون تفکر سیاست خارجی

چکیده

افق آینده پژوهی راهبردی: پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان دگرگونی مهمی نه صرفاً برای ایران و منطقه غرب آسیا، بلکه تحول مهمی در عرصه نظام بین‌الملل بود. به خصوص اینکه از آرمان‌ها و اهداف مهم این انقلاب تاکید بر استقلال همه جانبه و مقابله با نظام سلطه در عرصه بین‌المللی بود. اکنون در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی به رغم تغییراتی مهم در نظام بین‌الملل و منطقه از یک سو و انتقال تدریجی قدرت به نسل‌های جدید انقلاب از سوی دیگر، مساله مقابله با نظام سلطه نه تنها تداوم یافته است، بلکه ابعاد و شرایط جدید و پیچیده‌ای به خود گرفته است. لذا هر چند قدرت‌های سلطه­گر همچنان در پی حفظ و تثبیت سلطه در ابعاد سیاسی، مالی- اقتصادی، فرهنگی، نظامی و رسانه‌ای هستند، اما جمهوری اسلامی ایران نیز به تلاش‌های خود برای مقابله با ابعاد مختلف سلطه و افزایش سطح استقلال خود ادامه می­دهد. با توجه به این مهم، در نوشتار حاضر ضمن توجه به بنیان‌ها و ابعاد مقابله با نظام سلطه در طول چهار دهه گذشته، به تبیین فرصت‌ها و تهدیدات پیش رو در این خصوص پرداخته می شود.

مقدمه

یکی از ویژگی‌های مهم انقلاب اسلامی ایران را می‌توان جنبه بین‌المللی و جهانی آن تلقی کرد. هر چند که در طول تاریخ انقلاب‌ها و دگرگونی‌های مهمی سیاسی در کشورهای مختلف رخ داده، اما برخی از انقلاب‌ها با توجه به اهداف و آرمان‌ها و ابعاد خاص خود به عنوان انقلابی در سطح جهانی تلقی می‌شوند. انقلاب روسیه و انقلاب فرانسه از جمله چنین انقلاب‌هایی بوده‌اند. انقلاب اسلامی ایران هر چند در جغرافیایی متفاوت از غرب به وقوع پیوست، اما به لحاظ اهداف و آرمان‌ها و دیدگاه‌های رهبران خود در کشورهای در حال توسعه انقلابی منحصر به فرد بود. در شرایطی که نظام دو قطبی تحت زعامت اتحاد شوروی سابق و امریکا در نیمه دوم قرن بیستم بر جهان حاکم بود و جهان در عمل به دو قطب شرق و غرب تقسیم شده بود، انقلاب اسلامی با مطرح ساختن شعار “نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی” در عمل به پرچم‌دار جریان سوم تبدیل شد و رویکردی متفاوت و مستقل را در پیش گرفت. به عبارت دیگر در حالی که دو ابرقدرت به عنوان قدرت‌های سلطه‌گر در حال رقابت برای تعیین تکلیف ساختار قدرت در نظام بین‌الملل بودند و عمده کشورها پیوستن به یکی از این دو اردوگاه را پذیرفتند، وقوع انقلاب اسلامی باعث خارج شدن ایران از اردوگاه غرب و اعلام استقلال سیاسی در عرصه بین‌المللی شد. حال اینکه اغلب تحلیل‌گران انتظار داشتند که ایران با خروج از بلوک غرب به سمت همکاری و پیوستن به بلوک شرق برود. اما آرمان‌های انقلاب و اسلامی رهبران انقلاب و اندیشه‌های امام خمینی(ره) باعث شد تا نظام انقلابی در ایران مسیر متفاوتی را پیموده و نه تنها در جهت استقلال از غرب و شرق تلاش کند، بلکه در گامی فراتر مقابله با نظام سلطه را در دستور کار خود قرار دهد. با توجه به این ویژگی مهم انقلاب اسلامی، در حالی که چهل سال از پیروزی انقلاب گذشته است در این نوشتار در تلاش هستیم تا ضمن تبیین ویژگی‌ها و ابعاد نظام سلطه به تلاش‌های ایران برای مقابله با نظام سلطه و فرصت‌ها و چالش‌های پیش رو بپردازیم.

  • ویژگی‌ها و ابعاد نظام سلطه

سلطه و قدرت را می‌توان از مفاهیم کلیدی روابط بین‌الملل دانست. این در حالی است که بسیاری سابقه این موضوع را به پیدایش و زندگی بشر در زمین مرتبط می‌دانند و قدرت طلبی و سلطه را همزاد بشریت می‌دانند. در یک بیان کلی، سلطه برخاسته از مفاهیم قدرت است؛ به این دلیل که ساختار قدرت در قالب سلطه‌گر و تحت سلطه تبلور می‌یابد و حالت عینی به‌خود می‌گیرد. سلطه‌ توأم با ارائه فرمان و پذیرش فرمان‌بری افراد، از مشروعیت ویژه برخودار می‌گردد. “سلطه” در واقع مستلزم اعمال قدرت از طریق مجموعه روابط پیچیده اجتماعی است که دربرگیرنده نظارت اجتماعی، قواعد و الزامات درونی شده می‌باشد تا مورد قبول افراد و گروه‌ها قرار گیرد[1]

در گذشته سلطه با چهارچوب‌ها و قالب‌های سنتی اعمال شده و در سطوح اجتماعات کوچک در روابط ارباب- رعیتی و در سطوح کلان در قالب نظام‌های امپراتوری و سپس استعمار سنتی تثبیت و نهادینه شده است. اما در شرایط مدرن سلطه در سطوح مختلف به گونه‌ای نوین نمود داشته و روابط سلطه به شیوه‌های جدید تعریف و بازنمایی شده‌اند. در حالی که در عرصه داخلی نظام‌های سیاسی متفاوت بیانگر سطوح و اقسام مختلفی از سلطه هستند، بخش مهمی از روابط سلطه را می‌توان در سطح نظام بین‌الملل جستجو کرد. بر این اساس نظام سلطه عمدتاً جنبه بین‌المللی داشته و به روابط بین مجموعه قدرت‌های سلطه‌گر و بازیگران تحت سلطه اشاره دارد که به لحاظ اخلاقی و انسانی رابطه‌ای ناعادلانه و ظالمانه تلقی می‌شود. در نظام سلطه حق با زور و قدرت یکی دانسته شده و این باور وجود دارد که هر کس قدرت داشته باشد محق است. این نوع نگاه به نظام بین‌الملل از جمله از سوی اندیشمندان رئالیست مختلف که از ماکیاولی شروع می‌شود و به اندیشمندان اخیر رئالیست می‌رسد تداوم یافته است.[2] این در حالی است که در نظریه‌های رقیب و مخالف مانند نظریه‌های انتقادی و پست مدرن به انتقاد از رئالیسم و نگاه قدرت محور و سلطه باور آن پرداختند.

در نیمه دوم قرن بیستم قدرت‌های شرقی و غربی در پی تحمیل روابط سلطه بر کشورهای دیگر بودند و نظام سلطه دو قطبی بر جهان حاکم بود. اما با فروپاشی اتحاد شوروی و بلوک شرق، امریکا تلاش کرده است تا به شکل‌دهی به نظام تک قطبی و تبدیل شدن به تنها ابرقدرت با ایجاد وضعیتی هژمونیک به تثبیت نظام سلطه غربی مبادرت کند. نظام سلطه ابعاد و جنبه‌های مختلفی دارد و هر یک از این ابعاد به بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و ابزارهای آن حوزه برای تثبیت سلطه و بهره‌برداری از کشورهای تحت سلطه اشاره دارد. از مهمترین این ابعاد عبارتند از سلطه سیاسی؛ سلطه مالی و اقتصادی؛ سلطه فرهنگی؛ سلطه نظامی و؛ سلطه رسانه‌ای.

در عرصه سیاسی قدرت‌های سلطه‌گر با بهره‌گیری از توان سیاسی- دیپلماتیک خود و همچنین بهره‌گیری از سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل و شورای امنیت درصدد اعمال اهداف و نظرات خود و تامین منافع و شکل‌دهی به نظم سیاسی مورد نظر در عرصه جهانی هستند. به خصوص امریکا در دهه‌های اخیر درصدد تثبیت نظم تک قطبی خود در سطح جهانی بوده است. در عرصه مالی و اقتصادی،  قدرت‌های سلطه‌گر در سطوح متفاوت با طراحی چهارچوب‌ها، ساز و کارها و ابزارها به کنترل عمده قواعد و کانال‌های نظام سرمایه داری پرداخته‌اند که از نظام بانکی و مالی تا بیمه و سایر عرصه‌های اقتصادی را شامل می‌شود. در عرصه فرهنگی می‌توان به تولید و نشر سبک زندگی غربی و تحمیل عناصر و ارزش‌های مدرن غربی بر بخش‌های مختلف جهان اشاره کرد که از آن به امپریالسم فرهنگی نیز تعبیر می‌شود. در عرصه نظامی قدرت‌های بزرگ سلطه‌گر هم در موضوع فناوری و دانش و تولید تسلیحات راهبردی دست برتر دارند و انتقال و تصاحب تسلیحات را کنترل می‌کنند و هم با بکارگیری قدرت نظامی درصدد تحمیل خواسته‌های خود هستند. نمونه بارز این موضوع جنگ‌های متعدد امریکا در منطقه غرب آسیا در دهه‌های اخیر برای تعقیب اهداف و منافع نظام سلطه بوده است. در عرصه رسانه‌ای نیز قدرت‌های سلطه‌گر با در دست داشتن بزرگترین غول‌های رسانه‌ای و کنترل مجاری ارتباطی در دنیا به تحمیل ارزش‌ها و تصویرسازی مطلوب خود از تحولات جهانی پرداخته و باعث شکل‌گیری نوع جدید از قدرت و اعمال آن می‌شوند.

  • مقابله انقلاب اسلامی با نظام سلطه

انقلاب اسلامی ایران از ابتدای پیروزی خود با نظام سلطه دچار چالش‌هایی جدی شد و به رغم تمامی ضعف‌ها و چالش‌ها، رهبران انقلاب تصمیم گرفتند تا رویکرد اساسی انقلاب را مقابله با نظام سلطه تعریف کنند. مقابله با نظام سلطه به لحاظ اندیشه‌ای- گفتمانی و عملی در اندیشه‌ها، گفتار و عملکرد رهبران انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران نمود و بروز جدی داشته است. مقابله با نظام سلطه و استکبار جهانی که به طور خاص در چهره امریکا تجلی می‌یابد یکی از وجوه اصلی اندیشه و گفتمان بنیانگذار انقلاب اسلامی بوده است. امام خمینی(ره) با اشاره به دلایلی مانند تهاجم به اسلام، مانع تراشی در برابر پیشرفت، استقلال و آزادی، اشاعه ضد ارزش‌ها و حمایت از تروریسم بر لزوم مقابله با نظام سلطه و استکبار جهانی تاکید داشتند و راهبردهای متعددی را در این خصوص مطرح ساختند که از مهمترین آنها عبارت بودند از؛ حفظ اتحاد و همبستگی در جهان اسلام و امت اسلامی؛ نفی سلطه‌گری و سلطه‌پذیری؛ بصیرت و هوشیاری؛ سازش ناپذیری؛ تکیه بر فرهنگ اصیل اسلامی؛ رهایی از وابستگی فکری؛ تشکیل هسته‌های مقاومت و حمایت از مستضعفین و جنبشهای رهایی‌بخش.[3]

مقام معظم رهبری نیز در بیانات مختلف ضمن تعریف نظام سلطه تاکید کرده‌اند که “جریان کلّی دنیا، جریان استکبار و جریان نظام سلطه است؛ یعنی یک عدّه سلطه‌گرند، یک عدّه هم زیر بار این سلطه میروند، سلطه‌پذیرند؛ ما برخلاف این جریان داریم حرکت می‌کنیم؛ در این چهل سال این‌جوری پیش‌رفته‌ایم، این‌جوری حرکت کرده‌ایم. طبعاً اوضاع و احوالی برای ما پیش می‌آید که ناگزیر بایستی نسبت به این اوضاع و احوال حواسمان جمع باشد، دقّتمان زیاد باشد، جوانب گوناگون قضیّه را دائماً رصد کنیم و بسنجیم و ببینیم.” این بیانات نشانگر اهمیت کلیدی مساله مقابله با نظام سلطه است و حتی ماندگاری و بقای نظام اسلامی در ایران به رغم در پیش گرفتن راهبرد کلیدی مقابله با نظام سلطه به عنوان مهمترین عامل تائید کننده کارآمدی نظام اسلامی تلقی می‌شود.[4]

در عرصه عملی مقابله با نظام سلطه در جمهوری اسلامی ایران را می‌توان در سه سطح مختلف مورد توجه و ارزیابی قرار داد. سطح نخست سطح ملی است؛ مبارزه با نظام سلطه در سطح ملی به معنی حفظ استقلال در ابعاد و جوانب مختلف و ممانعت از سلطه و نفوذ قدرت‌های سلطه‌گر در عرصه داخلی کشور است. در این خصوص موفقیت‌های مهمی در کارنامه نظام اسلامی وجود دارد و بصیرت رهبران و عملکرد مناسب سازمان‌های سیاسی و امنیتی مانع از نفوذ جدی و تعیین کننده سلطه‌گران در داخل کشور شده است. دومین سطح مقابله با نظام سلطه را می‌توان سطح منطقه‌ای دانست. در این سطح مقابله با نظام سلطه به صورت عملی در کاهش حضور و نقش آفرینی قدرت‌های بیرونی در منطقه و همچنین مبارزه با رژیم صهیونیستی نمود داشته است. در این خصوص نیز تلاش‌های مهمی از سوی ایران انجام شده است و شکل‌گیری محور مقاومت و رشد و گسترش رویکرد مقابله با امریکا به عنوان مهمترین دستاوردها بوده‌اند. ضمن اینکه در این عرصه همچنان مبارزه بین ایران و محور مقاومت با امریکا و متحدین آن در منطقه همچنان تداوم دارد. در عرصه بین‌المللی مقابله با نظام سلطه به معنای پایان دادن به نظم تک قطبی تحت رهبری غرب و امریکا بوده است که تحقق آن مستلزم تحولاتی اساسی و مدت زمان طولانی‌تر و همچنین همکاری قدرت‌های بزرگ غیر غربی است. در این راستا به رغم رشد تفکرات ضد هژمونیک و روند مثبت حرکت جهان به سمت نظام چند قطبی هنوز مشکلات و مسائل قابل توجهی وجود دارد. با این حال ایده‌ها، پیام و تلاش‌های جمهوری اسلامی ایران در مجموع تحرک جهانی جدیدی را در این خصوص ایجاد کرده است.

  • فرصت‌ها و چالشهای پیش روی ایران

جمهوری اسلامی ایران  برای مقابله با نظام سلطه از یک سو فرصت‌های مهمی را در اختیار دارد و از سوی دیگر با موانع و چالش‌های قابل اعتنایی مواجه است. این چالش‌ها و فرصت‌ها را در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی و در ابعاد مختلف می‌توان مورد بررسی قرار داد. در عرصه داخلی مهمترین ظرفیت‌ها و فرصت‌ها برای پیشبرد راهبرد استقلال و مقابله با نفوذ و اثرگذاری نظام سلطه عبارتند از: حفظ و توسعه هویت اسلامی و گرایشات استقلال جویانه درون کشور؛ اهمیت و اولویت راهبرد مقابله با نظام سلطه در راهبردهای کلان نظام؛ کارآمدی دستگاه‌ها و سازمان‌های سیاسی و امنیتی در حفظ امنیت و ثبات داخلی و مواجهه با نفوذ تعیین کننده خارجی؛ حفظ انسجام سیاسی و همگرایی اجتماعی در کشور و فقدان منازعات راهبردی درونی. با این حال برخی از ضعف‌ها و چالش‌ها نیز در عرصه داخلی برای مقابله با نظام سلطه قابل اشاره‌اند که عمده‌ترین آنها عبارتند از: اعمال محدودیت­ها فشارها و تحریم‌های اقتصادی بر ایران با کنترل نهادها و ساز و کارهای مالی و اقتصادی جهانی و؛ اثرگذاری قابل توجه بر افکار عمومی درون ایران با ظرفیت‌ها و ابزارهای رسانه‌ای قدرتمند و شبکه‌های اجتماعی و آسیب‌پذیر ساختن ایران در جنگ روانی.

در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی نیز جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با نظام سلطه ظرفیت‌ها و فرصت‌هایی را در اختیار دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از: شکل‌دهی و تقویت محور مقاومت در منطقه؛ مدیریت مناسب بحران‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای مانند سوریه و یمن؛ اعمال محدودیت و مهار جدی رژیم صهیونیستی؛ کاهش تدرجی حضور و نقش امریکا در منطقه؛ حفظ روابط و تعاملات با دولت‌های معتدل منطقه‌ای نظیر ترکیه، قطر و پاکستان؛ کاهش اعتبار و نفوذ جهانی امریکا؛ تقویت و رشد قدرت‌های نوظهور مانند چین و توسعه روند چند قطبی شدن در نظام بین‌الملل؛ و افزایش اثرگذاری رقبای غرب و امریکا مانند روسیه در منطقه و جهان. اما چالش‌ها و موانع قابل توجهی نیز در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی قابل اشاره‌اند که مقابله با نظام سلطه را با دشواری‌هایی همراه می‌کنند که از مهمترین آنها عبارتند از: تکنولوژی و تسلیحات نظامی پیشرفته غرب و بهره‌برداری از این تسلیحات در اثرگذاری‌های منطقه‌ای؛ افزایش همکاری و همگرایی برخی دولت‌های عربی با رژیم صهیونیستی؛ مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم منطقه و اثرگذاری بر رویکردهای ضد سلطه منطقه‌ای؛ افزایش اثرگذاری رسانه‌ای و فرهنگی غرب در منطقه و متاثر ساختن سبک زندگی اسلامی و بومی کشورهای منطقه؛ تسلط غرب بر نهادها و ساز و کارهای مالی و سیاسی جهانی؛ طولانی شدن دوره گذار در نظام بین‌الملل و افزایش چالش‌های این دوره.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

مقابله با نظام سلطه به عنوان یکی از ابعاد و ویژگی‌های کلیدی انقلاب اسلامی به رغم فرصت‌های مختلف با چالش‌ها و مشکلات جدی همراه است. با بررسی ویژگی‌ها و رویکردهای مختلف نظام سلطه می‌توان به این جمع‌بندی نهایی دست یافت که مقابله با این نظام بیش از هر چیز مستلزم افزایش سطح آگاهی و ارتقای بینش ملت‌هایی است که با فشارها و محدودیت‌های نظام سلطه مواجه بوده و روابط قدرت را به عنوان ساختار و موضوعی غیرقابل تغییر تلقی می‌کنند. به عبارتی مبارزه انفرادی برخی دولت‌ها با نظام سلطه به رغم دستاوردهای خاص، در بلندمدت هزینه‌های زیادی دارد، پیشرفت در این عرصه مستلزم حفظ ظرفیت‌های داخلی برای بقای نظام اسلامی از یک سو و ترویج اندیشه رهایی و استقلال‌گرایی در سطح منطقه و عرصه بین‌المللی از سوی دیگر است. بر این اساس بهره‌گیری از بسترهای اطلاعاتی و ارتباطی جهانی در جهت یافتن صداهای همسو و تعامل و گفتگوی بیشتر می­تواند به جهانی شدن اندیشه مقابله با نظام سلطه به عنوان آرمانی بشری و جهانی و کسب پیشرفت‌هایی در این خصوص منجر شود.

[1] نقیب‌زاده، احمد؛ درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی، قم، مهر، 1385، چاپ پنجم، ص134-133.

[2] محمدرضا شفیعی فر و رضا رحمتی، سیاست تعاملی ضد نظام سلطه، فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، سال هفتم، پاییز 1389، شماره 22، صص 16-17.

[3] سید اصغر جعفری، راهبردهای امت اسلامی برای مقابله با نظام سلطه از دیگاه امام خمینی، فصلنامه علمی- پژوهشی انقلاب اسلامی، سال چهاردهم، پاییز 1396، شماره 50، صص 146-159.

[4] بیانات مقام معظم رهبری در خصوص نظام سلطه، قابل دسترسی در: http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1079

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 59، بهمن 1397

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.