چهل سالگی انقلاب اسلامی و آینده های ممکن، محتمل و مطلوب

0

سعید سمیعی

دانش آموخته دکتری آینده پژوهی دانشگاه تهران

چکیده:

افق آینده پژوهی راهبردی: اعداد جایگاه ویژه‌ای در زندگی مادی و معنوی انسان‌ها دارند. اعدادی مانند پنج، هفت، دوازده، چهارده و چهل از اعدادی هستند که نه تنها در اسلام بلکه در بسیاری از ادیان دیگر جایگاه ویژه‌ای دارند. بعنوان مثال در تبیین عدد چهل می‌توان به این موارد اشاره نمود که عقل آدمی در چهل سالگی به اوج کمال خود می‌رسد، پیامبر اکرم در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند، حضرت موسی مدت چهل روز در کوه اعتکاف نمود و پیش از هر چیزی تخمیر طینت حضرت آدم در چهل روز پایان یافت.

عارفان نیز چله‌نشینی را از همین آفرینش چهل روزه حضرت آدم اقتباس کردند، سهروردی معتقد است که خداوند انسان را در چهل روز آفرید و هر روز صفتی به او اعطا کرد که هریک حجابی و مایه تعلق وی به دنیا بود تا اینکه در روز چهلم حجاب‌ها کامل شد. در چله نشینی سالک این حجاب‌ها را از بین می‌برد تا در روز چهلم انوار حق در وی تجلی یابد. در حقیقت عدد چهل سمبل بلوغ، مظهر کمال، جلوه پختگی، اعلام پشت سر گذاشتن مرحله خامی و نخستین مرحله هوشیاری می‌باشد. این مقاله نیز با مبنا قرار دادن چهل سالگی برای انقلاب اسلامی بعنوان یک ارگانیسم طبیعی به دنبال تبیین جایگاه جمهوری اسلامی بر اساس نظریه چرخه عمر سازمانی است.

مقدمه

چهل سال از شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران گذشته است. انقلاب اسلامی به مثابه یک ارگانیسم زنده همچون یک انسان و یا یک سازمان مراحل مختلفی را گذرانده است. اگر مبتنی بر نظر هرولد لاسول، تبیین شرایط را بعنوان یکی از کارکردهای آینده‌پژوهی در نظر بگیریم آنگاه برای تصویرسازی از آینده‌های ممکن، محتمل و مطلوب باید وضعیت کنونی را به درستی شناسایی نمود. یکی از راه‌های شناخت وضعیت موجود، مطالعه پدیده‌ها بر اساس چرخه عمر آنها است.

چرخه عمر سازمانی

بسیاری از دانشمندان معتقدند هر ارگانیسم زنده­ای دارای یک چرخه عمر است که با شناسایی موقعیت هر جامعه یا سازمان در این چرخه می‌توان تصویر شفافی از وضعیت کنونی و جایگاه آتی آن ارائه نمود. بنابراین برای بررسی  و مطالعه آینده های ممکن، محتمل و مطلوب، ابتدا باید بر اساس نظریه چرخه عمر، تصویری شفافی از وضعیت کنونی ارگانیسم زنده ارائه نمود تا در نهایت، امکان ارائه تصاویری از آینده‌های مختلف وجود داشته باشد. اگر درصدد حل مشکلات یک پدیده برآییم، ابتدا باید بدانیم آن پدیده در چه جایگاهی از دوره حیات خویش قرار دارد. ممکن است چیزی که بعنوان یک مشکل و مساله سازمانی قلمداد می‌شود، بعنوان بخشی از یک چرخه زندگی طبیعی بوده که به مرور زمان حل می‌شود. ابن خلدون اولین دانشمندی بود که نظریه چرخه عمر جوامع و سازمان‌ها را مطرح نمود. او دولت را همانند انسان و به مثابه یک ارگانیسم زنده تشبیه می‌نماید. از نظر وی دولت‌ها متولد می‌شوند، رشد می‌کنند و سرانجام به فرسودگی می‌رسند. به اعتقاد ریچارد دفت، بعنوان یکی از اندیشمندان بزرگ مدیریت، مراحل چرخه عمر سازمانی داراى ترتیب خاص و مسیر طبیعى و مشخصى است و ساختار سازمان، شیوه رهبرى و سیستم ادارى و عملکرد سازمانی از الگویى نسبتاً قابل پیش‌بینى پیروى می‌کند.

از مدل‌های موجود در زمینه چرخه عمر می‌توان به مدل گرینر و مدل آدیزس اشاره نمود که مدل گرینر دارای پنج مرحله و مدل آدیزس دارای 10 مرحله می‌باشد. رشد سازمان در هر مقطعى ریشه و عللى دارد و پس از رسیدن به بلوغ در آن مرحله دچار چالش‌ها و نیازهاى جدیدى مى شود. این چالش‌ها و نیازهای جدید سازمان را وارد دوره جدیدی از عمر خود می‌نماید که در این دوره سازمان می‌تواند با مکانیزم تکاملی و به روز رسانی قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود، از بحران به وجود آمده عبور نماید.

تطبیق دوره‌های تاریخی جمهوری اسلامی با چرخه عمر سازمانی

مرحله اول در چرخه عمر سازمانی در مدل گرینر رشد از طریق خلاقیت و نوآوری است. در این مرحله گروهى از افراد، با خلاقیت خود یک ایده و مفهوم جدیدی را طراحی نموده و آن را توسعه می‌دهند. در این مرحله، بیش از هر چیزی، انجام کار مهم است و مقام و جایگاه مطرح نیست. این مرحله را می­توان در دوره تاریخی پیش از انقلاب اسلامی جستجو نمود. در این دوره تاریخی که آغاز آن با نهضت مشروطیت همزمان است، مردم تحت هدایت تعدادی افراد خلاق مانند شیخ فضل­الله نوری، میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال­الدین اسدآبادی به دنبال ایجاد یک نظام مشروطه بودند. این جنبش اعتراضی که با امضای فرمان مشروطه به دست مظفرالدین شاه حکومت استبدادی را به حکومت مشروطه تغییر داد در نهایت به دلایل مختلف از جمله عدم وجود رهبری واحد به شکست انجامید. پس از این جنبش، نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز اگر چه دستاوردهای زیادی برای استقلال کشور به همراه داشت اما این نهضت نیز به دلیل ایجاد اختلاف در رهبران اصلی آن و البته دخالت مستقیم غربی­ها در قالب کودتای نظامی به نتیجه نرسید.

بسیاری از محققان معتقدند ریشه­های انقلاب اسلامی را باید در جنبش مشروطه و در ادامه در نهضت ملی شدن صنعت نفت بررسی نمود. دلایل مختلفی را می­توان برای شکل­گیری انقلاب اسلامی در نظر گرفت از جمله افزایش شکاف اجتماعی و اقتصادی ناشی از اصلاحات ارضی و انقلاب سفید، فساد مالی و انسداد سیاسی و نارضایتی­های مردمی اما نهایی شدن و به نتیجه رسیدن انقلاب اسلامی بدون حضور یک رهبر کاریزماتیک امکان ناپذیر بود چرا که تلاش­های احزاب و گروه­های مختلف از جمله حزب توده، جبهه ملی- نهضت آزادی سازمان­های چریکی و جامعه مذهبی در بسیاری از موارد ناهماهنگ بود به نحوی که در عدم حضور یک رهبری کارآمد می­توانست به سرنوشت نهضت ملی شدن صنعت نفت دچار شود. این دوره از چرخه عمر سازمانی را می­توان معادل مرحله ایجاد در چرخه عمر سازمانی آدیزس در نظر گرفت. این دوره، شامل مراحل قبل از تولد و تولد می­شود. ایجاد سازمان جدید مستلزم بروز ایده­های جدید یا ابتکاری نو و یا نیازی جدید است که برای رفع آن نیاز به تشکیل سازمان جدید باشد. آنچه در این مرحله بسیار حائز اهمیت است، دیدگاه غیر منفعت­طلبانه بنیان­گذاران است که با عناصر تعهد ترکیب شده و اساس انقلاب را بنا نهاد.

در دومین مرحله و پس از گسترش کارها بحران رهبرى به وجود خواهد آمد. به یک نفر که کلیت کار را کنترل و هدایت کند نیاز می­شود. رهبرى و هدایت موجب مى­شود که با کمک فردی در جایگاه رهبر از ناهماهنگی، اختلاف، دوباره کارى و اتلاف منابع جلوگیرى شود. با برطرف شدن بحران رهبری، موتور رشد به حرکت خواهد افتاد. انقلاب اسلامی نیز به مثابه یک موجود زنده بدون رهبری امام خمینی به نتیجه نمی­رسید. ایشان با مخالفت اساسی با محمدرضا پهلوی در قالب مخالفت با اصلاح قانون انتخابات، مخالفت با طرح انقلاب سفید، مبارزه با کاپیتالاسیون و در حوادثی مانند حادثه مدرسه فیضیه، تظاهرات 15 خرداد و حتی در سال­های تبعید در عراق و فرانسه، نقش بی­بدیل خود در رهبری انقلابیون را ایفا نمود، به نحوی که منجر به نهایی شدن انقلاب اسلامی در 22 بهمن ماه 1357 شد.

در سومین مرحله از چرخه عمر سازمانی با بحران بعدی یعنی نیاز به استقلال مواجه خواهیم شد. پس از مدتى که کارها با هدایت مستقیم انجام گرفت و ساختار و روال کارها مشخص شد، نیاز افراد به اختیار بیشتر خواهد شد. این بحران با تفویض اختیارات بیشتر به افراد قابل حل خواهد بود. این آزادى عمل باعث مى­شود که خلاقیت­هاى جزئى مجدداً شکل بگیرد و کارهاى مختلف در هر بخش بتواند با اختیار مدیر آن بخش و ابتکار و خلاقیت رشد کند.

سومین مرحله از چرخه عمر انقلاب با شکل­گیری دولت موقت و رفراندوم تغییر نظام از رژیم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی آغاز شد. در این دوره نهادهای انقلابی همچون کمیته انقلاب اسلامی، دادگاه انقلاب و سایر بنیادها و ستادهای انقلابی به دستور رهبری انقلاب و بمنظور سامان دادن به فعالیت­های کشور شکل گرفتند. این مرحله از چرخه عمر سازمانی را می­توان با دوره کودکی در مدل آدیزس مقایسه نمود. در این دوره انقلاب پس از ایجاد، وارد دوره کودکى شد. دوره کودکى دوره مدیریت در بحران است. مشخصه­های این دوره عبارتند از: فضای بسیار صمیمی، سلسله مراتب محدود و نه چندان مورد توجه، فقدان سیستمی برای ارزیابی افراد، عدم تقسیم مسئولیت­ها براساس توانایی­ها و وجود افراط و تفریط فراوان.

این مرحله از رشد ادامه می­یابد و چنانچه قابل حدس است، سازمان و مدیریت را دچار بحران کنترل مى­کند. این بحران که ثمره­اش نیاز به تمرکز بیشتر جهت کنترل است، با هماهنگى حل می­شود. این هماهنگى­ها در عمل از طریق اظهار نظرها و قواعد و اعمال نظرها انجام می­گیرد. این مرحله را می­توان با دوره رشد سریع در مدل آدیزس مقایسه نمود. این مرحله زمانی است که سازمان بر مشکلات کلیدی خود غلبه نموده و موفق به ایجاد زیرساخت­های قابل اعتمادی شده است. در این دوره ایده­هاى سازمان به عمل تبدیل شده و حجم فعالیت سازمان متعادل شده است. این مرحله را می­توان در دوران جنگ تحمیلی جستجو نمود، زمانی که بسیاری از مشکلات اساسی کشور نظیر آشوب­های قومیتی، جنایات منافقین و چالش­های ناشی از هماهنگی میان بحران­های داخلی و خارجی در دوران ریاست جمهوری شهید رجایی و آیت­الله خامنه­ای تا حدود زیادی برطرف شده و کشور وارد دوران سازندگی گردید.

در چهارمین مرحله از چرخه عمر سازمانی گرینر و در صورتى که سازمان از مرحله پیشین عبور کند، به بحران تشریفات زائد ادارى دچار خواهد شد. به این معنى که از آنجا که هماهنگى­هاى مورد نظر تنها و اغلب به قصد جلوگیرى از تداخل امور و نه قصد همکارى و هم­افزایى انجام می­گیرد، با بزرگتر شدن حجم سازمان و رشد یافتن آن، هر بخش کوچکى از سازمان خود به یک سازمان بزرگ تبدیل می­شود که این بحران نیز با استفاده از همکاری قابل حل شدن است. همکارى به معنى برنامه­ریزى مشترک بوده و تشکیل نهادهاى مشترک براى ایجاد هم­افزایى و هم راستا کردن بخش­هاى مختلف سازمان انجام می­گیرد. تشکیل گروه­ها، ستادها و کمیته­هاى مختلف و متعدد سازمان و نیز روابط سلسله مراتبی در ساختار سازمانى از جمله راهکارهایی است که در این بحران به کار گرفته مى­شوند.

مسائل، مشکلات و خلاءهای کشور در حوزه­های زیرساختی، سیاسی،  اجتماعی و سیاست خارجی باعث شد تا پس از عبور از مرحله پیشین، هر یک از روسای جمهوری اسلامی ایران با توجه به چارچوب شناختی خود به یکی از حوزه­های مذکور بپردازد. در این دوره توجه و تمرکز بیش از اندازه به یکی از ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باعث شد تا طول و عرض سازمان­های دولتی در حوزه­های مختلف افزایش یابد. بعنوان مثال تاکید دولت­های سازندگی بر مسائل زیربنایی باعث شد تا ابعاد دولت در حوزه اقتصادی و عمرانی به شدت توسعه یابد. دولت­های اصلاحات نیز با تمرکز ویژه بر مسائل سیاسی و فرهنگی باعث بزرگ شدن دولت در وزارتخانه­های مرتبط شد. دولت­های مهرورزی نیز با توجه خاص به شکاف­های اجتماعی و توزیع مجدد منابع، باعث بزرگ شدن و توسعه ابعاد دولت رفاه شد و در نهایت دولت­های تدبیر و امید نیز با تمرکز بر سیاست خارجی، ابعاد دولت را در این حوزه توسعه داد. در واقع در تمامی این سال­ها شاهد افزایش تشریفات زاید اداری و بزرگ شدن حجم دولت و کوچک شدن نقش مردم و بخش خصوصی در هدایت کشور هستیم.

دوره کنونی را می­توان دوره بلوغ جمهوری اسلامی ایران در مدل آدیزس در نظر گرفت. مهم‌ترین مرحله در چرخه زندگانی هر ارگانیسم زنده‌ای، دوره بلوغ است. این دوره، همانند تولدی دوباره برای سازمان بوده و بسیار سخت‌تر از دوره ایجاد است. این دوره به دو دلیل بسیار حادثه ساز است: 1) تفویض اختیار از بنیان‌گذاران و رهبران اولیه به افراد جدید؛ 2)بازبینی اهداف اولیه سازمان و اصلاح رویه­های ناکارآمد

لغزش در هر یک از این دو موضوع، باعث تغییر اساسی در روند رشد جمهوری اسلامی خواهد شد و بعضاً ممکن است جمهوری اسلامی را بعنوان یک انقلاب آرمان‌گرا، به یک نظام منفعل و بی‌انگیزه تبدیل کند. در این مرحله تمام دقت و ظرافت بنیان‌گذاران و رهبران انقلاب، باید معطوف به این تغییرات شود تا روند رشد انقلاب به سویی دیگر سوق پیدا نکند. در صورت عبور موفقیت‌آمیز از این مرحله جمهوری اسلامی می‌تواند وارد دوره تکامل خود شود. دوره تکامل، دوره‌ای است متعادل در بهترین حالت ممکن برای جمهوری اسلامی، حالتی بین حداکثر کنترل‌پذیری و حداکثر انعطاف‌پذیری و در واقع، دوره شکوفایی و ثمردهی انقلاب اسلامی. آنگونه که رهبر انقلاب در دیدار خود با مردم قم در نوزدهم دیماه سال جاری فرمودند. چهل سال از انقلاب گذشته است. چهل سال زمان زیادی نیست؛ برای عمر تمدّن­ها چهل سالگی آغاز بلوغ و حرکت فکری است. چهل­سالگی دوران پیری نیست بلکه دوران شکوفایی است و این شکوفایی ان‌شاءالله وجود خواهد داشت.

اما در صورت عدم موفقیت در تفویض اختیار و انتقال قدرت به نسل بعدی انقلاب و یا تغییر اهداف اولیه انقلاب شاهد دوره سکون خواهیم بود. از این مرحله به بعد، دوره افول آغاز می‌شود. در این دوره، سازمان‌ها به تدریج انعطاف‌پذیری خود را از دست می‌دهد و به آرامی در سراشیبی نزول قرار می‌گیرد به نحوی که در دوره اشرافیت، تجمل‌گرایی زیاد و نوآوری کم خواهد شد. اگر چه سازمان در این دوره همچنان منابعی در اختیار دارد اما به جای اینکه منابع را در جهت خلق ایده‌های جدید مصرف نماید در جهت کنترل سیستم  هزینه می‌نماید. در این مرحله نوآورى بسیار کم شده و کارها طبق روال گذشته و با تأکید بر دستاوردهاى گذشته صورت می‌گیرد. با تداوم این روند و در ادامه دوره افول، سازمان وارد دوره بوروکراسی می‌شود، دوره‌ای که در آن پرسش افراد سازمان تغییر می‌کند و به جای اینکه بپرسند برای بهبود شرایط چه کاری باید کرد؟ می‌پرسند مقصر کیست؟ در این دوره سازمان به هم ریخته و بی‌نظم است. داراى سیستم‌هاى فراوان و عملکرد ناچیز است و نمى‌تواند منابع کافى براى خود ایجاد کند. کاغذبازى، وجود مقررات دست و پاگیر و باندبازى‌هاى سیاسى، نوآورى و خلاقیت را از بین برده است تا در نهایت وارد دوره مرگ خود می‌شود.

مدل ابن خلدون مدل گرینر مدل آدیزس انقلاب اسلامی
تولد رشد از طریق خلاقیت ایجاد از نهضت مشروطه تا 22 بهمن
بحران رهبری (رشد از طریق هدایت) طفولیت دهه اول انقلاب
رشد بحران استقلال( رشد از طریق تفویض اختیار) رشد سریع دهه دوم و سوم
بحران کنترل (رشد از طریق همکاری) بلوغ دهه چهارم
بحران تشریفات زاید (رشد از طریق هماهنگی) تکامل دهه پنجم
بحران رشد (رشد از طریق اتحاد) ثبات دهه ششم
فرسودگی اشرافیت
بوروکراسی
مرگ

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 59، بهمن 1397

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.