آینده‌پژوهی به مثابه فراپارادایم یکپارچه

0

در این نوشتار به دنبال مروری بر پارادایم ­شناسی مطالعات آینده با تأکید بر گونه­ شناسی جوزف ووروس هستیم. از نظر وی پارادایم‌های پژوهشی در حوزه آینده‌پژوهی عبارت‌اند از: اثبات‌گرایی، پسااثبات­ گرایی، سنجش‎گرایی، برساخت‌گرایی و مشارکتی.

اختصاصی/ افق آینده پژوهی راهبردی- سعید سمیعی* آینده‌پژوهی، دانشی فرا­رشته‌ای برای درک بهتر آینده به شمار می‌رود. در این نوشتار به دنبال مروری بر پارادایم ­شناسی مطالعات آینده با تأکید بر گونه­ شناسی جوزف ووروس هستیم. از نظر وی پارادایم‌های پژوهشی در حوزه آینده‌پژوهی عبارت‌اند از: اثبات‌گرایی، پسااثبات­ گرایی، سنجش‎گرایی، برساخت‌گرایی و مشارکتی.

در ادامه پس از تبیین چارچوب فرارشته‌ای آینده‌پژوهی، نگاهی به پارادایم‌شناسی‌های ارایه شده از سوی سایر اندیشمندانی همچون بل، عنایت‌الله و تاپیو- هیتانن داشته و نوع‌شناسی ووروس در این زمینه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در پایان نیز با تطبیق روش‌ها و فنون آینده‌پژوهی با پارادایم‌های پنج‌گانه ووروس، آینده‌پژوهی به‌مثابه فراپارادایمِ یکپارچه تبیین می‌شود.

چارچوبی فرارشته ­ای برای آینده‌پژوهی

آینده‌پژوهی، اصول و روش‌های مطالعه و سپس تصمیم‌گیری، طرح‌ریزی و اقدام درباره علوم و فناوری‌های مرتبط با آینده است. آینده‌پژوهی تفکرات فلسفی، روش‌های علمی و مدل‌های مختلفِ بررسی و مطالعه آینده را مطرح کرده و با استفاده از آن‌ها، آینده‌های بدیل و احتمالی را ترسیم می‌کند. اگرچه آینده‌پژوهان در رشته و پیشینه با یکدیگر متفاوت‌اند، اما بسیاری از آن‎ها در برخی ویژگی‎ها و شاخص‎ها دارای اشتراکاتی هستند. از نظر بل برخی از این شاخص‌ها عبارتند از: افزایش اثربخشی اقدامات بشری توسط آینده‌اندیشی، ایمان به استفاده از دانش در تدوین و اجرای سیاست‌ها، پذیرش هویت مستقل به‌عنوان آینده‌پژوه، اعتقاد به مفروضات مشترک، پایبندی به اهداف مشترک، استفاده از روش‌ها و فنون مشترک، مفاهیم و واژگان کلیدی مشترک، جهت‌گیری به سوی اقدام اجتماعی و… .

پیشینه پارادایم‌شناسی در آینده‌پژوهی

آینده‌پژوهان، گونه‌شناسی‌های متفاوتی از پارادایم‌های پژوهشی را در مطالعات آینده ارایه داده‌اند. وندل بل، اثبات‌گرایی، پسااثبات‌گرایی و واقع‌گرایی انتقادی را معرفت‌شناسی‌های موجود در آینده‌پژوهی دانسته و واقع‌گرایی انتقادی را معرفت‌شناسی مطلوب خود معرفی می‌کند. سهیل عنایت‌الله، از سه معرفت پیش‌بینی‌کننده، تفسیری و انتقادی نام می‌برد. از نگاه او معرفت‌شناسی پیش‌بینی‌کننده، جهان را پایدار با قوانین ثابت تصور می‌کند. معرفت‌شناسی تفسیری، جهان را دارای قوانینی می‌داند که لزوماً جهانی نبوده و تابع فرهنگ و تاریخ است. در معرفت‌شناسی انتقادی نیز فهم جهان گیج‌کننده بوده و آینده‌پژوهان به دنبال تعریف آینده‌های جایگزین هستند. تاپیو و هیتانن معتقدند آینده‌پژوهی در هفت پارادایم اثبات‌گرایی کنتی، انسان‌گرایی خوش‌بینانه، انسان‌گرایی کثرت‌گرا، دموکراسی مبتنی بر رای‌گیری، پراگماتیسم انتقادی، پراگماتیسم نسبی‌گرایانه و آنارشی دموکراتیک قابل طبقه‌بندی است.

پنج پارادایم پژوهش در آینده‌پژوهی

در میان پارادایم‌شناسی‌های موجود، یکی از جامع‌ترین گونه‌شناسی در پارادایم پژوهش آینده را ووروس ارایه کرده است. او کار خود را بر مبنای مطالعات روش‌شناسان برجسته‌ای همچون گوبا و لینکولن قرار داده است. از نگاه او اثبات‌گرایی، پسااثبات‌گرایی، نظریه انتقادی و انواع آن یا سنجش‎گرایی، برساخت‌گرایی و مشارکت‌جویی پنج پارادایم اصلی در حوزه آینده‌پژوهی به حساب می‌آیند. در جدول ذیل ابعاد و ویژگی‌های پنج پارادایم ذکر شده مقایسه شده است.

  اثبات‌گرایی پسااثبات‌گرایی سنجشگرایی برساخت گرایی مشارکتی
هستی‌شناسی واقع‌گرایی ساده واقع‌گرایی انتقادی واقع‌گرایی تاریخی نسبی گرایی واقعیت مشارکتی
معرفت‌شناسی عینیت گرایی سنت انتقادی ذهنیت گرایی تبادلی یافته های مشترک
روش‌شناسی تجربی ابطال گرایی گفت شنود جدلی تاویلی اقدام پژوی
هدف پژوهش تبیین، کنترل نقد و تحول فهم و نوسازی شکوفایی انسان
جایگاه پژوهشگر بی طرف و آگاه گر روشنفکر تسهیل گر نوساز آشکارسازی
طبیعت دانش فرضیه تایید شده فرضیه ابطال نشده بینش ساختاری بازسازی برتری دانش عملی
انباشت دانش علم انباشی پیوند علت و معلول تعمیم توسط تشابه بازسازی پیچیده تعبیه شده در جماعت

بر اساس روایت ووروس از توسعه آینده‌پژوهی این پنج پارادایم، در پژوهش‌های اولیه آینده‌پژوهی بیشتر رویکرد اثبات‌گرایی دنبال می‎شد؛ در این روش‌ها، پیش‎نگری از جمله شاخص‎ترین هدف‎ها بوده و دقت، روایی و پایایی اهمیت بالایی داشتند و آینده‌پژوه تلاش می‎کرد با کنار گذاشتن ارزش های شخصی، موضعی عینی اتخاذ کند و به پیش‌بینی آینده برسد. پیش‌فرض‌های عقلانی- علمی و عینیت‌گراییِ حاکم بر آینده‌پژوهی عمر چندانی نیافت و در دهه 1970 فضا برای رویکرد ذهنی‌گرا باز شد. به تدریج نگاه‌های تفسیری و انتقادی نیز در آینده‌پژوهی توسعه پیدا کردند. در این عرصه، ایده برساخت‌گرایی اجتماعی در قلب رویکرد آینده‌پژوهانه دوژوونل، قرار داشت. نتایج آرای هابرماس در آینده‌پژوهی، مفاهیم پژوهش در این حوزه را از نو ساخت؛ در نتیجه مسئله اختلاف دیدگاه‌ها و دیالکتیک در مرکز رویکردهای انتقادی و تفسیری قرار گرفت. پارادایم مشارکتی نیز در دو دهه اخیر طرح شده و توسعه یافت. در مجموع می‌توان گفت اهداف پارادایم‌های پنج‌گانه عبارتند از: پیش‌بینی و کنترل، نقد و تحول، فهم و بصیرت و در نهایت شکوفایی انسان.

روش‌ها و فنون آینده‌پژوهی

مجموعه گسترده از فنون و روش‌ها در آینده‌پژوهی استفاده می شود. برخی از این روش‌ها را آینده‌پژوهان خلق کرده اند و برخی دیگر را از سایر علوم گرفته‌اند و در مطالعه آینده استفاده می‌کنند. تعداد فنون و روش‌های مورد استفاده در آینده‌پژوهی در منابع مختلف، متفاوت و بین 30 تا 50 مورد بیان شده است. این روش‌ها معمولاً از دوجنبه دسته‌بندی می‌شوند. نخست کمی، کیفی یا شبه‌کیفی بودن روش‌ها مدنظر است و سپس هنجاری یا اکتشافی بودن آن‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. فنون و روش‌هایی که در آینده‌پژوهی استفاده می‌شود در ارتباط با یک پارادایم است. به‌عبارت دیگر، هر کدام در دل یکی از پارادایم‌ها تعریف می‌شوند؛ شناخت این ارتباط برای انتخاب روش‌ها و فنون مناسب برای انجام یک پژوهش درباره آینده دارای اهمیت است. در این قسمت با در نظر گرفتن روش‌های ارایه شده در کتاب پروژه هزاره با عنوان روش‌شناسی پژوهش آینده‌ها، به‌عنوان یکی از معتبرترین و جدیدترین منابع روش‌شناسی در آینده‌پژوهی، 15 روش از مهمترین روش‌های ارایه شده در کتاب از منظر نوع‌شناسی ووروس طبقه‌بندی می‌شوند.

ارتباط پارادایم‌ها با روش‌های آینده‌پژوهی

  کمی کیفی هنجاری اکتشافی اثبات­گرایی پسااثبات­گرایی سنجش­گرایی برساخت­گرایی مشارکتی
مدل­سازی عامل            
تحلیل لایه­ای علت­ها            
تحلیل تاثیرات متقابل            
مدل­های تصمیم­سازی            
دلفی          
مدل سازی آماری            
روش‌های مشارکتی            
آینده­های شخصی          
بازار پیش­بینی            
سناریوها        
ره­نگاشت        
تحلیل جایگزینی            
متن کاوی        
تحلیل اثرات روند            
چشم‌انداز            

از تعامل روش‌های آینده‌پژوهی با پارادایم‌های پنج‌گانه می‌توان دریافت که بیشترین تعداد روش‌های آینده‌پژوهی در پارادایم اثبات‌گرایی قرار می‌گیرند و این به علت سلطه طولانی‌مدت نگاه اثبات‌گرایانه به مطالعات آینده در قرن گذشته بوده است. این روش‌ها که اغلب با هدف پیش نگری به کار گرفته می‌شوند شامل تحلیل اثرات روند، تحلیل تاثیرات متقابل، مدل‌سازی آماری، مدل‌سازی عامل، تحلیل جایگزینی و متن‌کاوی هستند و در دسته روش‌های کمی قرار می‌گیرند. گروه دوم از روش‌هایی که اغلب ماهیت کمی- کیفی دارند از جمله مدل‌های تصمیم‌سازی، دلفی و بازار پیش‌بینی را می‌توان در پارادایم پسااثبات‌گرایی قرار داد. در این روش‌ها جست‌وجوی حقیقتِ محتمل درباره آینده، به‌وسیله دریافت نظرات مجموعه‌ای از افراد صورت می‌پذیرد. در هر دوی این پارادایم‌ها آینده‌پژوهان در حکم دانشمندان بی‌طرفی هستند که به دنبال شناخت و کشف آینده‌اند. پژوهش آینده در پارادایم سنجش‎گرایی یا نظریه انتقادی نیز دارای روش خاص خود است. شاخص‌ترین روشی که در این پارادایم قرار می‌گیرد تحلیل لایه‌ای علت‌ها است. در این روش با تحلیل وقایع در چهار سطح متفاوت، نقد و تحولِ زمان حاضر به‌عنوان هدف مطرح است. روش‌هایی مانند سناریوها، ره‌نگاشت، چشم‌انداز و آینده‌های شخصی را نیز می‌توان در پارادایم چهارم یا برساخت‌گرایی قرار داد. چرا که در این روش‌ها آینده‌پژوهان به‌وسیله ترسیم آینده‌های ممکن و مطلوب به دنبال نوسازی آینده هستند و مسیری را برای رسیدن به آن ترسیم می‌کنند. در نهایت مجموع فنونی که در آینده‌پژوهی به روش‌های مشارکتی معروف هستند در پارادایم مشارکتی قرار می‌گیرند.

نتیجه‌گیری

پارادایم‌های پژوهشی ووروس با تفاوت در سه بُعد هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی متمایز می‌شوند؛ همچنین ویژگی‌های متفاوت این پارادایم‌ها از منظر هدف پژوهش، جایگاه پژوهشگر، طبیعت دانش و انباشت دانش، مرزهای پارادایم‌ها را دقیق‌تر می‌کند. فنون و روش‌هایی که در آینده‌پژوهی استفاده می‌شود در ارتباط با این پارادایم‌ها هستند و به‌عبارت دیگر هر کدام در دل یکی از این پارادایم‌ها تعریف می‌شوند؛ شناخت این ارتباط برای انتخاب روش‌ها و فنونِ مناسب برای انجام یک پژوهش درباره آینده دارای اهمیت است.

اما آیا پژوهش درباره آینده مستلزم قرار گرفتن و محدودشدن در تنها یکی از این پارادایم‌ها است؟ به عبارت دیگر هر پژوهشگر باید فقط در یک پارادایم، خود را تعریف کرده و از روش‌ها و فنون مرتبط با آن استفاده کند؟ در یک دهه اخیر، رسیدن به پاسخ جامع و موردِ توافق برای این پرسش‌ها، دغدغه و چالش آینده‌پژوهان بوده است. ماهیت فرا‌بینا-چندرشته‌ای آینده‌پژوهی امکان به‌کارگیری فنون و روش‌های متعدد در یک مطالعه را فراهم می‌کند؛ اما هر ترکیبی باید با شناختِ کامل پارادایم‌های مرتبط با روش‌ها صورت گیرد. در پاسخ به دغدغه روش‌شناختی است که در سال‌های اخیر از رویکرد جدید آینده‌های یکپارچه سخن گفته می‌شود.

فراتر از روش‌شناسی‌های تعریف شده در دل پارادایم‌های برشمرده، جدیدترین موج روش‌شناسی آینده‌پژوهی حرکت به سمت فراپارادایم یکپارچه است. هر نوع رویکرد مورد قبول یکپارچه به پژوهش، باید بر مبنای نگاهی کثرت‌گرایانه در هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی بنا شود. دیدگاه‌های متفاوتی درباره رویکرد آینده‌پژوهی یکپارچه مطرح شده است. این رویکرد را نخستین‌بار ریچارد اسلاتر مطرح کرده است (اسلاتر، 1999،2001، 2008). پس از آن آینده‌پژوهانی از قبیل ووروس (2005، 2006، 2008)، فلوید (2008، 2012) مورگان (2009 ،2010)، راوزیک و اسلاتر (2010) آن‎ را توسعه داده‎اند.

از نگاه ووروس فرضیه‌های اساسیِ رویکرد یکپارچه از فرضیه‌های رویکردهای موجود پژوهشی گرفته شده است و آن‌ها را در مسیرهای جدید توسعه می‌دهد و تلاش می‌کند آن‌ها را در یک کل واحدِ هماهنگ، به هم برساند. برای داشتن یک موضع یکپارچه لازم است از چارچوب فرضیه‌های پارادایم‌ها خارج شویم و به سوی یک فراپارادایم حرکت کنیم. چشم‌اندازی که دستاوردهای همه پارادایم‌ها را به رسمیت می‌شناسد، اما با این حال آزاد و خارج از انحصارگری‌های آن‌ها است. فراپارادایم یکپارچه در مسیر چشم‌اندازهای متفاوت و متنوعی حرکت می‌کند، وقتی لازم است به آن‌ها وارد می‌شود، تا جایی که نیاز دارد آن‌ها را کار می‌گیرد و زمانی که ابزار آن‌ها برای پژوهش ناکارآمد بود از آن‌ها خارج می‌شود. به عبارتی فراپارادایم یکپارچه، آزادانه در میان پارادایم‌ها شناور است.

آینده‌پژوهی بنا بر ماهیتش فعالیتی از نوع فرا-بینا-چندرشته‌ای است. در نتیجه به شکل مناسب می‌توان چارچوب‌های پژوهش یکپارچه را به‎صورت آگاهانه به کار برد. اما برای هر آینده‌پژوه مقدمه ورود به فراپارادایم یکپارچه، شناخت پارادایم‌های موجود و ابعاد هستی‎شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی هر کدام است. افزون بر این لازم است رابطه فنون و روش‌های موجود با پارادایم‌ها مشخص شود که این نوشتار تلاشی برای رسیدن به این شناخت نسبی بود.

تلخیص و تنظیم: سعید سمیعی (دانشجوی دکتری آینده پژوهی دانشگاه تهران)
** نویسندگان و محققان همکار: مهدی فاتح راد (عضو هیئت علمی مرکز آب و انرژی دانشگاه صنعتی شریف)/ محمدرضا جلیلوند (دانشجوی دکتری آینده پژوهی دانشگاه تهران)/ و محمدمهدی مولایی (دانشجوی دوره دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران)

مؤسسه افق آینده پژوهی راهبردی

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.