امنیت انرژی در جمهوری اسلامی ایران در سال آینده خورشیدی

0

حسین شاه محمدی

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی شریف

چکیده

افق آینده پژوهی راهبردی:  امنیت انرژی یکی از اجزای مهم زنجیره امنیت ملی به شمار می­رود که عدم توجه کافی به آن می­تواند زمینه ساز بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقلیمی شود. مدیریت آب و برق به عنوان مهم‌ترین منابع در دسترس اکثریت جامعه، از جمله چالش‌هایی است که به نظر می­رسد در صورت عدم برنامه‌ریزی صحیح، مشکلات بسیاری را در سال آینده ایجاد کند. طبق پیش­بینی­های متعدد، مناقشه آب یکی از اصلی­ترین معضلات منطقه نیمه خشک غرب آسیا در دهه­های آتی خواهد بود؛ به نحوی که شیوه بهره‌برداری از منابع آب مشترک بین کشور­ها همچون ایران، ترکیه و عراق و یا ایران و افغانستان، به یک دعوای حقوقی بدل گشته است. هم چنین وضعیت نامناسب منابع آبی مناطق مرکزی ایران نیز می­تواند بحران آفرین باشد. از سوی دیگر مدیریت برق نیز با توجه به هزینه زیر­ساخت­ها، اهمیت تامین برق صنعت و نیز جلب رضایت مصرف­کننده خانگی بایستی مورد توجه برنامه‌ریزان قرار گیرد. در دورانی که تحریم‌های یکجانبه آمریکا منجر به کاهش فروش نفت ایران در بازار­های جهانی شده­است، استفاده بهینه از نیروی برق به عنوان موتور پیشران بخش صنعت و همچنین به عنوان کالای صادراتی، تا حدودی می­تواند کاهش ارز آوری ناشی از کاهش صادرات نفت را جبران کند. این مقاله می­کوشد تا چالش­های محتمل پیش­رو و برخی راهکار­های خروج از این چالش­ها را شرح دهد.

مقدمه

مدیریت آب و برق یکی از پر چالش‌ترین مسائل سال­های اخیر کشور بوده است. افزایش جمعیت شهری، توسعه شهر­های جدید، خشکسالی و سیر صعودی صنعتی شدن، باعث پیشی گرفتن تقاضای مصرفی از عرضه و در نتیجه ناتوانی سیستم تولید و توزیع انرژی در ارائه پایدار این منابع در برهه­هایی از زمان شده است.  بررسی چالش­های این حوزه در سال جاری و ارائه چشم انداز سال آینده، دورنمایی را پیش روی برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران قرار خواهد داد.

آب؛ بحران اقلیمی، تبعات اجتماعی

تغییرات اقلیمی در دهه­های اخیر، کشور­های غرب آسیا و شمال آفریقا را با بحرانی جدی در حوزه تامین آب مورد نیاز بخش خانگی، کشاورزی و صنعتی مواجه کرده است، به گونه‌ای که مناقشات حقوقی بسیاری در مورد آب­های مشترک بین دو یا چند کشور به وجود آمده است. نمونه­ای از این منازعات سیاسی و حقوقی، بهره‌برداری تقریباً کامل کشور ترکیه از منابع آبی دو رود بزرگ دجله و فرات است که بایستی مسیر کشورهای سوریه و عراق تا خلیج فارس را بپیماید. نتیجه گسترش زیرساخت­های ذخیره آب در کشور ترکیه، کاهش حقابه کشور­های مسیر این رود­ها بوده است. البته باید توجه کرد که درگیری­های داخلی کشور­های سوریه و عراق نیز در عدم پیگیری حقوقی این قضیه موثر بوده است. این مساله منجر به بحران مدیریت آب به خصوص در کشور عراق و همچنین تغییر اکوسیستم محیط زیست منطقه شده است. در نگاهی راهبردی، آب نیز به مثابه نفت به یک کالای استراتژیک مبدل خواهد شد که کشور­های بهره‌مند از آن، در ازای فروش آن ارز آوری قابل ملاحظه­ای خواهند داشت. ضمن آنکه بروز منازعات سیاسی و حتی نظامی بر سر منابع مشترک مرزی نیز دور از انتظار نیست.  بحران آب در بخشی از مناطق مرکزی ایران نیز معضلاتی را به وجود آورده است. عدم وجود زیرساخت­های مناسب باعث می­شود که حتی بارش­های مناسب فصول پاییز و زمستان، نتواند پاسخگوی خشکسالی­های تابستان در همان مناطق باشد. ضمن آنکه تمرکز صنایع بزرگ کشور همچون فولاد و ذوب­آهن در نواحی مرکزی، موجب حداکثر استفاده صنعتی از منابع آب در این مناطق شده است، به گونه­ای که در سال اخیر بسیاری از زمین­های کشاورزی در استان­های مرکزی همچون اصفهان با کمبود منابع آبی مواجه شدند که در صورت ادامه این روند، می­تواند منجر به بحران اجتماعی در این مناطق شود. بخش­هایی از استان­های خوزستان و سیستان و بلوچستان نیز وضعیت مشابهی را تجربه می­کنند؛ وجود سیلاب در فصل­های پر­بارش به دلیل عدم وجود زیرساخت­های کافی برای ذخیره آب، منجر به بروز خشکسالی در فصل گرما می­شود، ضمن آنکه نباید از تاثیر کاهش حقابه رود هیرمند بر تغییر اکوسیستم این ناحیه نیز غفلت کرد.

علاوه بر تاثیرات اقلیمی و تبعات اجتماعی حاصل از خشکسالی، بایستی به تاثیر بحران آب بر امنیت غذایی کشور نیز توجه شود. به خطر افتادن تولید محصول راهبردی گندم می­تواند کشور را دچار بحران جدی کند، به ویژه آنکه در دوران تحریم، تهدید امنیت غذایی یکی از اهداف آمریکا خواهد بود. به هر روی، هر یک از چالش‌های حوزه مدیریت آب می­تواند به مثابه فرصتی برای بهبود ساختار­ها و اصلاح رویه­های سیاست‌گذاری مطرح شود. یکی از راهکار­های کلیدی در این زمینه، سرمایه­گذاری در ایجاد زیرساخت­های لازم برای ذخیره منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از هدررفت اینگونه منابع در اثر فرسودگی سیستم می­باشد که امری زمان بر و پر هزینه قلمداد می­شود. راهکار دیگر، استفاده از طرح نکاشت در مناطقی است که اولویت صنعتی بالاتری دارند، هر چند که نوع محصول و مقیاس جامعه کشاورزی ناحیه مربوطه نیز جز عوامل موثر در تصمیم‌گیری می­باشد. افزایش بهای آب، طرح انتقال آب و شیرین‌سازی آب نیز از جمله راهکار­هایی هستند که هر کدام منافع و معایبی خواهند داشت. در نتیجه و با توجه به راهکار­های موجود، بهترین راهکار در سال آینده، صرفه جویی در مصرف خانگی و نیز کشاورزی و استفاده از طرح نکاشت در برخی مناطق می­باشد؛ هر چند نباید از طرح­های بلند مدت غافل شد، لیکن ثمرات این طرح­ها در درازمدت قابل حصول خواهد بود.

برق؛ کالای استراتژیک، آستانه تحمل

مهم‌ترین چالش صنعت برق در سال جاری، در تابستان این سال رخ داد، زمانی که تهران و بسیاری از شهر­های بزرگ و کوچک، قطعی مکرر برق را تجربه کردند؛ چالشی که تا حدودی نیز منجر به نارضایتی و کاهش آستانه تحمل مصرف‌کنندگان خانگی گردید. کارشناسان این حوزه دو دلیل عمده را برای این مشکل بیان کرده­اند؛ یکی خشکسالی و در نتیجه کاهش تولید برق از منابع آبی پشت سد­ها و دیگری عدم سرمایه­گذاری مناسب برای توسعه زیرساخت­های تولید و توزیع برق در چند سال گذشته. اهمیت انرژی الکتریکی زمانی روشن­تر می­شود که بدانیم عدم تامین پایدار و قابل اطمینان این انرژی، چه مخاطراتی را در صنایع مختلف کشور رقم خواهد زد. هم چنین بنا به اهمیت و لزوم خدمت رسانی پیوسته و پایا در این عرصه، عدم توجه کافی به این موضوع منجر به ادامه روند سال اخیر شده و می­تواند در کنار سایر مسائل اقتصادی و اجتماعی، باعث کاهش رضایتمندی جامعه از نحوه خدمات رسانی حاکمیت شود.

از سوی دیگر با توجه به برتری زیرساختی ایران نسبت به کشور­های همسایه، برق به عنوان محصول صادراتی راهبردی مورد استفاده قرار گرفته است. از جمله این کشور­ها می­توان به عراق، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان اشاره کرد. در این میان کشور عراق با واردات حدود 5000 مگاوات از ایران، به عنوان بزرگترین مقصد صادراتی برق ایران شناخته شده­است. بحران کمبود انرژی الکتریکی در تابستان امسال منجر به استفاده حداکثری از ظرفیت نیروگاهی داخل کشور جهت رفع نیاز­های داخلی شد که باعث توقف صادرات برق به عراق و ایجاد تنش­هایی در برخی مناطق این همسایه غربی شد. ادامه این روند در سال آتی می­تواند زنگ خطری برای روابط حسنه این دو کشور همسایه شود؛ ضمن آنکه عراق نیز به دنبال کاهش مخاطره تامین برق از طریق شرکای دیگری همچون عربستان خواهد بود. این امر از طرفی عامل کاهش ارز آوری کالای راهبردی و از طرف دیگر منجر به از دست دادن حداقل بخشی از بازار انرژی منطقه خواهد شد.

مجموعه چالش­های فوق الذکر بخشی از سناریو­های محتمل داخلی و منطقه­ای در صورت ادامه روند سال اخیر در حوزه برق می­باشد که می­توان با مجموعه­ای از اقدامات، مخاطرات محتمل را کمینه کرد. در حوزه مدیریت کلان برق نیز مانند موضوعات دیگر، راهکار­های بلند مدت و کوتاه مدت گوناگونی مطرح می­شود که به برخی از آنها می­پردازیم. گسترش زیرساخت­های لازم برای بهره‌برداری از فناوری­های نوین در عرصه مدیریت انرژی، که از آن به شبکه­های هوشمند انرژی تعبیر می­شود، و هم­چنین فرهنگ‌سازی عمومی در جهت آشنایی جامعه با این فناوری­ها یکی از راهکار­های ضروری جهت مقابله با مخاطرات دهه­ های آینده خواهد بود؛ به ویژه در صورتی که مفاد معاهده پاریس[1] در راستای تعهدات صورت گرفته، از ابتدای سال2020 میلادی جنبه الزام آور داشته باشد، اهمیت این قضیه دوچندان خواهد شد. هر چند هزینه انتقال فناوری تامین انرژی از سوخت­های فسیلی به فناوری­های نوین و انرژی­های تجدید­ پذیر هنگفت خواهد بود که نیازمند جذب سرمایه­ بخش دولتی و خصوصی در این زمینه خواهد بود. راهکار دیگر استفاده از ابزار مدیریت تقاضا همچون قیمت‌گذاری پویا جهت تغییر رویه مصرف خانگی و همچنین شناسایی مصرف‌کنندگان پرمصرف در راستای تنطیم میزان یارانه تخصیص داده شده به رده­های مختلف مصرفی است. استفاده از منابع آبی همچون دریای خزر و خلیج فارس جهت شیرین سازی آب و تولید برق، استفاده از فناوری­های نوین ذخیره انرژی و اصلاح تعرفه‌ها از دیگر راهکار­های ممکن جهت مقابله با چالش مدیریت برق هستند. به هر روی، امکان تحول بنیادین در کوتاه­مدت بسیار کم است و بایستی از راهکار­های کوتاه مدت جهت عبور از چالش­های سال آتی بهره برد.

جمع بندی و نتیجه گیری

تامین پایدار آب و برق از اساسی­ترین ابعاد امنیت انرژی به حساب می­آیند؛ به گونه­ای که بسیاری از ابعاد دیگر امنیت همچون امنیت اجتماعی، سیاسی، غذایی و روانی جامعه را تحت تاثیر قرار می­دهند. چالش­های پیش­آمده در حوزه آب و برق معلول عوامل بسیاری همچون تغییرات اقلیمی و عدم مدیریت مناسب منابع در طول سالیان گذشته بوده­ است. نحوه مواجه با هر یک از این چالش­ها، فرصت­های بی‌نظیری در راستای اصلاح ساختار­ها و رویه­های قانونی و همچنین استقبال از فناوری­های نوین فراهم می­آورد. با توجه به ادامه تحریم­های خصمانه و یکجانبه آمریکا در سال آینده، مدیریت صحیح منابع انرژی و خدمت رسانی بهتر در این زمینه، تا حدودی می­تواند بار روانی حاصل از وضعیت اقتصادی را تعدیل کند، در غیر اینصورت، بحران آب و برق نیز به چالش روانی دیگری بدل خواهد شد که آثار روانی فشار اقتصادی را مضاعف خواهد کرد. همانطور که در یادداشت به طور مکرر یادآوری شد، راهکار­های بلند مدت و کوتاه مدت بسیاری برای حل این معضلات وجود دارد، لیکن بررسی ساختار بودجه سال آینده نشان می­دهد که راهکار تغییر تعرفه‌ها و افزایش هزینه انرژی تنها راهکار کوتاه مدتی است که برای تامین هزینه گسترش شبکه آب و انرژی اندیشیده شده است. در نهایت باید امیدوار بود تا با فرهنگ سازی مناسب و استفاده بهینه از منابع انرژی، تهدید­های محتمل به فرصتی برای بهبود نگاه کلان به حوزه انرژی مبدل شود.

[1] Paris Agreement

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 60، فروردین 1398

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.