تدوین راهبردهای پابرجا با بهره ‏گیری از سناریونویسی

0

راهبرد نابودی رژیم غاصب صهیونیستی را می‎توان یکی از راهبردهای پابرجای ملی به‌شمار آورد که زمینه‌ساز عزت و سربلندی ایران اسلامی در میان مسلمانان و دیگر کشورهای آزادی‌خواه جهان شده است.

اختصاصی/ افق آینده‌پژوهی راهبردی/ بی‌تردید دوران کنونی جهان را باید دوران «تغییر» نام نهاد؛ واقعیتی که با رشد شتابان علم و فناوری، انسان‌ها را دربرگرفته است و پیامد آن افزایش غافلگیری در سطوح مختلف است. سرعت بالای تحولات به‌گونه‌ای است که بیشتر سازمان‌ها، شرکت‌ها و ملت‌ها توان هماهنگی با آن را نداشته و از زمان عقب می‌مانند. اهمیت این موضوع در سطوح کلان ملی بسیار بیشتر نمایان بوده و غافلگیری دولتمردان یا نیروهای نظامی یک کشور، می‌تواند مرگ یک ملت را در پی داشته باشد. بنابراین در جهان آشوبناک و پیچیده کنونی، باید سازوکارهایی برای جلوگیری از غافلگیری به‌ویژه در سطح کلان و راهبردی اندیشیده شود.

آینده‌پژوهی یکی از ابزارهایی است که با فعالیت‌های گوناگون خود، فضایی اطمینان‌بخش برای جلوگیری از غافلگیری فراهم می‌کند و بهره‌گیری بهینه از این ابزار، زمینه‌ساز دستیابی به بهترین و کارگشاترین تصمیم و سیاست در هنگام رویارویی با شگفتی‌های آینده است. از این رو، می‌توان آینده‌پژوهی را دانش حل مسأله و تصمیم‌گیری دانست که با کمک روش‌های ویژه‌ای که دارد، مسیری اطمینان‌بخش را برای ارائه راهبردهای پابرجا[1] فراهم می‌سازد.

راهبردهای پابرجا را می‌توان، آن دسته از راهبردهایی نامید که در شرایط گوناگون محیطی و بر اثر نیروهای بزرگ تغییر داخلی و منطقه‌ای، ویژگی‌های اولیه خود را حفظ کرده و توان انعطاف‌پذیری را در برابر شگفتی‌سازهای آینده از خود نشان دهد. به عنوان مثال، می‌توان راهبرد نابودی رژیم غاصب صهیونیستی را یکی از راهبردهای پابرجای جمهوری اسلامی ایران به ‌شمار آورد که زمینه‌ساز عزت و سربلندی ایران اسلامی در میان مسلمانان و دیگر کشورهای آزادی‌خواه جهان شده است.

مسأله اشغال قدس شریف را می‌توان از جمله چالش‌هایی دانست که نظام سلطه برای جهان اسلام به ارمغان آورده است. اگرچه پس از تجاوزگری رژیم صهیونیستی در سال‌های نخست اشغال فلسطین، موضوع این کشور در بستر رقابت ابرقدرت‌ها قرار گرفت و با الگوی جنگ سرد میان شوروی و امریکا، مسأله فلسطین با ملی‌گرایی عربی پیوند خورد، اما با ظهور انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با نام‌گذاری روز قدس، نابودی رژیم غاصب صهیونیستی و آزادی قدس شریف را به عنوان تکلیفی اسلامی مطرح کرد؛ از این رو مقام معظم رهبری نیز با تأکید بیشتر، نابودی رژیم صهیونیستی را به عنوان راهبرد پابرجای جمهوری اسلامی ایران سرلوحه سیاست‌های کلان کشور قرار داده‌اند.

ناگفته پیدا است که تمام کشورهای جهان و به‌ویژه قدرت‌های منطقه‌ای، برای پیشبرد اهداف کلان خود راهبردهای مشخصی دارند و در بسیاری از موارد پیش از به‌کارگیری راهبردهای خود در سطوح منطقه‌ای و جهانی، آن‌ها را منتشر می‌کنند. به عنوان مثال، موسسه رند[2] به‌تازگی کتاب «گزینه‌های راهبردی امریکا در جهان آشوبناک» را منتشر کرده است که در آن راهبردهای امریکا در رویارویی با چالش‌های جهانی از جمله ایران، اروپا، مبارزه با داعش، فضای سایبر، چین و روسیه و … برای بیشینه کردن منافع ملی این کشور ارائه شده است. در این سند، آشکارا بر راهبرد سرنگونی بشار اسد به عنوان یک راهبرد پابرجا برای امریکا تأکید شده است، و برای دستیابی به آن، مذاکره با ایران و حمایت از گروه‌های تروریستیِ میانه‌روِ مطلوب امریکا در دستور کار دولتمردان امریکایی قرار گرفته است.

همچنین رژیم صهیونیستی، برای تضمین بقای خود، راهبردهای گوناگونی را در منطقه غرب آسیا، طراحی کرده است. یکی از راهبردهای پابرجای این رژیم، بالکانیزه کردن محیط پیرامونی خود و به‌ویژه ایجاد واحدهای خودمختار در کشورهای عضو جبهه مقاومت از جمله عراق و سوریه بوده است که در سال‌های گذشته، به‌شدت پیگیری می‌شود.

اگرچه سناریوهای امنیتی رژیم صهیونیستی یعنی مبارزه با حماس در غزه، حزب‌الله در لبنان و پیگیری دیپلماتیک مسایل با دولت خودگردان با ورود روسیه به بحران سوریه، دستخوش دگرگونی اساسی نشده است، اما می‌بایست جمهوری اسلامی ایران با آینده‌پژوهی پیامدهای ورود نظامی روسیه به بحران سوریه، بر اساس اهداف، توانمندی‌ها و منافع ملی، به راهبردی ملی دست یابد تا بر اساس آن بتوان برای موفقیت در هر یک از سناریوهای آینده، مجموعه‌ای از «اقدام-زمان»‌ها در اختیار تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران قرار داد.

آینده‌پژوهان بر این باور هستند که دستیابی به راهبردهای پابرجا بدون آگاهی پیش‌دستانه از آینده پیش رو که سرشار از عدم‌قطعیت است، امکان‌پذیر نخواهد بود. از این رو، خوانش سناریوهای آینده رژیم صهیونیستی با پایش و پویش مؤلفه‌های تأثیرگذار بر آینده این رژیم، ضروری خواهد بود. برنامه‌ریزی برای شرایط پیچیده و سرشار از عدم‌قطعیتِ آینده، یکی از مهمترین چالش‌های تصمیم‌سازان راهبردی بوده است چرا که بشر درباره آینده، دانشی ندارد و هرآنچه ما می‌دانیم به گذشته مربوط است؛ اما می‌بایست برای آینده‌ای که نیامده است، تصمیم‌گیری و راهبردپردازی صورت پذیرد. به عنوان مثال، برای نابودی رژیم صهیونیستی، ضروری است تا سناریوهای آزادی قدس شریف توسط آینده‌پژوهان با بهره‌گیری از دانش خبرگی صاحب‌نظرانِ حوزه مسایل فلسطین نگاشته شود.

یکی از مزیت‌های رقابتی آینده‌پژوهی، بهره‌گیری از علایم ضعیف تغییر است. به عنوان مثال، ظهور داعش و آینده بحران‌های ناشی از آن، اگرچه خود یکی از چالش‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران به‌شمار می‌رود، اما صاحب‌نظران بر این باور هستند که آموزش و پشتیبانی تکفیری‌ها، یکی از سیاست‌های منطقه‌ای استکبار جهانی برای تضمین بقای رژیم صهیونیستی بوده است. اگرچه به نظر می‌رسد موضوع داعش با ورود نظامی روسیه و کمک‌های هوشمندانه جمهوری اسلامی ایران با تحولات مثبتی روبه‌رو خواهد شد، اما می‌بایست با کمک علایم ضعیفِ تغییر، آینده تحولات مرتبط با داعش برای ارایه راهبردهای هم‌سو با راهبرد پابرجای نابودی رژیم صهیونیستی پیش‌بینی شود.

چگونگی دستیابی به راهبرد پابرجا از آینده‌های بدیل، خود یکی از مهمترین دستاوردهای آینده‌پژوهی به‌شمار می‌آید که همچون دیگر فعالیت‌های آینده‌پژوهی، نیازمند گروه سناریونویسی به همراه برگزاری نشست‌های خبرگی است تا با شناسایی آینده‌های مطلوب و ترکیب توانمندی‌ها و انعطاف‌پذیری، سناریوهای باورپذیر در حوزه‌های راهبردی ارایه شود. این سناریوها را می‌توان نماینده دانش و بهترین تفکر تصمیم‌سازان درباره نیروهای بزرگ تغییر و به عبارت دیگر پیشران‌های آینده، برای آگاهی کامل از محیط عدم‌قطعیت پیش رو دانست. آینده‌پژوهان به جای پیش‌بینیِ نقطه‌ای و روش‌های سنتی برنامه‌ریزی که در آن‌ها، عدم‌قطعیت را اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل پیش‌بینی می‌انگارند، عدم‌قطعیت‌های مسأله را در قالب سناریونویسی مدیریت کرده تا برای هر رویدادی در آینده، برنامه‌های پیش‌دستانه در دسترس مسئولان قرار گیرد.

ماهنامه نامه آینده‌پژوهی، شماره 26، آبان 1394

[1] Robust Strategies

[2] Rand.org

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.