بدترین آینده محتمل در وضعیت منطقه از منظر امنیت ملی ج.ا.ا

0

آن چه که در این نوشتار در راستای تصریح بر ضرورت ترسیم سناریوها در خصوص آینده منطقه غرب آسیا به اجمال اشاره خواهد شد، تأکید بر «بدترین آینده محتمل در وضعیت منطقه از منظر امنیت ملی ج.ا.ا» است.

اختصاصی/ افق آینده پژوهی راهبردی- دکتر علی رضا خسروی*– عملیات آزادسازی حلب- پایتخت اقتصادی سوریه- که از یکشنبه 30 آبان 95 برابر با 20 نوامبر 2016 آغاز شد، در حالی به فاصله کم تر از یک ماه منجر به آزادسازی کامل آن شد که از حدود 4 سال گذشته و علی رغم تمامی اقدام ها و تلاش های ارتش سوریه و متحدین آن، در اشغال تروریست های تکفیری و مسلحین بود. اگرچه این پیروزی که حاصل مقاومت و ایستادگی ملت سوریه و یاری هم پیمانان آن بوده است موجب شادی و شادمانی مردم مظلوم سوریه و محور مقاومت شده و از آن به پیروزی راهبردی و تعیین کننده یاد می شود؛ لیکن فهم دقیق و عمیق آن چه که صورت گرفته است معطوف به زمان و سرعت تحقق عملیاتِ آزادسازی و نیز تحلیل صحیح آن برای تشخیص روند آینده و سناریوهای محتمل آتی، از ارزشی راهبردی برخوردار است؛ چرا که کم توجهی به آن می تواند منجر به غافلگیری راهبردی برای کنشگران ذینفع این پیروزی شود!

شاید در نگاه نخست، ورود جدی روس ها در موضوع سوریه، برجسته ترین علت تمایزبخشِ وضعیت یک ماه اخیر سوریه در مقایسه با 4 سال گذشته عنوان شود. در این خصوص شواهد متعددی وجود دارد که مؤید فرضیه مذکور است، ولی پرسشی که معطوف به این برداشت ایجاد می شود، علت دیگری را طلب می کند که هم دلیل اصلی پیروزی سریع در عملیات حلب است و هم نقطه اصلی برای تأمل راهبردی معطوف به آن چه که در پاراگراف قبلی تصریح شد.

بر این اساس، دلیل اصلی این پیروزی سریع را می توان بهره برداری و تشخیص درست روس ها و البته ارتش و نیروهای مقاومت از فرصت انتقال قدرت در امریکا دانست. به عبارتی دیگر، اوباما 8 سال در مسند ریاست جمهوری امریکا از ورود به جنگ پرهیز می کرد و بدیهی است که در یکی دو ماه پایانی دولت خود برای حفظ چنین سابقه ای، تمایلی برای تغییر این رویکرد خود نمی بیند. از سوی دیگر، دونالد ترامپ، هم در دوران مبارزه های انتخاباتی و هم به عنوان رییس جمهور منتخب همواره بر موضوع نابودی داعش و نیز اولویت نداشتن تغییر دولت ها تصریح داشته است.

در چنین فضایی، گروه های تروریستی و حامیان منطقه ای در شرایط عدم قطعیت، دچار استیصال و ناامیدی شده و به دلیل نداشتن یا تردید در حمایت دولت مداخله گر، امکان اعمال کنشگری مؤثر را از دست داده اند. به بیان دیگر، با اطمینان بسیار بالایی می توان نتیجه گرفت که دلیل اصلی طولانی شدن اشغال حلب، حمایت تلویحی امریکا و یا- حداقل- چراغ سفید یا واگذاری نقش به دولت های منطقه ای در مداخله و حمایت از گروه های تروریستی و معارضین دولت سوریه بوده است.

اگر استدلال فوق را بپذیریم، به نظر می رسد شرایط آینده منطقه، شرایط پیچیده ای برای بازیگران مختلف به ویژه از منظر امنیت ملی ج.ا.ا خواهد داشت؛ چراکه استقرار دولت ترامپ، کنشگری امریکا را در هر وضعیتی که متصور بدانیم، نسبت به دوره گذار و دوره انتقال قدرت در امریکا قطعاً برجسته تر خواهد کرد. به بیان ساده تر، کنش ابرقدرت، نیروی قابل ملاحظه ای را در راستای منافع امریکا آمریکا بر سایر کنشگران مسائل غرب آسیا اِعمال می کند و این یعنی وضعیتی که می تواند بازیگران پیروز فعلی را دچار غافلگیری راهبردی نماید. برای پرهیز از قرار گرفتن در چنین شرایطی، باید سناریوهای مختلف را ترسیم و با توجه به مطلوبیت آن ها کنشگری را از هم اکنون آغاز کرد.

آن چه که در این مجال و در راستای تصریح بر ضرورت ترسیم سناریوها به اجمال اشاره خواهد شد، تأکید بر «بدترین آینده محتمل در وضعیت منطقه از منظر امنیت ملی ج.ا.ا» است. به نظر می رسد مبتنی بر مجموعه ای از شواهد و قرائن، امکان شکل گیری همکاری های خاص و معامله ای میان روس ها و امریکایی ها در خصوص منطقه دور از ذهن نباشد:

  1. در اسناد امنیت ملی روس ها، منطقه غرب آسیا و مسائل آن، اولویت چهارمِ مسائل و تهدیدهای روسیه است!
  2. روسیه زمانی به طور جدی حاضر به ورود در سوریه و اقدام نظامی شد که قضایای اوکراین و تحریم های امریکا و غرب علیه او اجرا و شدت گرفت.

بنابراین، با توجه به دو مورد فوق و شواهد متعدد تاریخی و رفتاری روس ها، به عنوان یک وضعیت محتمل الوقوع می توان استنتاج نمود که روس ها با پیشروی های اخیر در سوریه و شدت اقدام های نظامی، در پی یافتن کارت های جدید برای معامله بهتر با امریکا و دولت های غربی و منطقه ای در راستای اولویت های نخست خود نظیر گسترش ناتو، سپر دفاع موشکی و تأمین نیازمندی های فناورانه هستند. این گفته ی لاوروف نیز که آینده جهان با توجه به نوع چگونگی شکل‌گیری شرایط جدید در سوریه پدید می‌آید، باید در چنین متنی تحلیل شود.

علاوه بر این، وضعیت اقتصادی روس ها امکان حفظ و پشتیبانی امن از سوریه را در درازمدت فراهم نمی کند و در نتیجه سعی خواهند کرد پیش از قرار گرفتن در باتلاق هزینه های اضافی، با استفاده از کارت های به دست آمده، اقدام به انجام معاملاتی با رقیب اصلی نمایند.

دومین نکته ای که در وضعیت مذکور، از منظر امنیت ملی ج.ا.ا حائز اهمیت است، وضعیت گروه های تروریستی است. در پیروزی های اخیر، فارغ از بخشی از تروریست ها که خود را تسلیم ارتش سوریه کرده اند، هزاران نفر نیز در نتیجه معابر ایجاد شده برای خروج غیرنظامیان و با همکاری دولت های منطقه ای، از حلب و سایر مناطق اشغالی در سوریه گریخته یا به مناطق دیگری نظیر ادلب منتقل شده اند. نکته اساسی که باید به آن توجه داشت آن است که این افراد و گروه ها مجدداً می توانند با تصمیم های خاص بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای سازماندهی شوند.

بنابراین، کنشگری فعلی بازیگران، می تواند در فعال شدن قابلیت عظیم این گروه های تروریستی در جهت گیری های آتی نقش ایفا کند. اکنون پرسش آن است که این جهت گیری و فعال شدن قابلیت گروه های تروریستی به کدام سو خواهد بود ؟!

در پایان یادآور می شود که توضیحات فوق، صرفاً بیان هشدارگونه ای از «بدترین آینده محتمل در وضعیت منطقه غرب آسیا با محوریت سوریه» است. بدیهی است سناریوهای دیگری نیز با احتمال وقوع کم تر یا بیش تر متصور است که ان شاء الله مؤسسه افق آینده پژوهی راهبردی در قالب پروژه های پژوهشی، ترسیم آن ها را در دستور کار خود قرار خواهد داد. آن چه که فعلاً در این مجال مورد تأکید است، ضرورت رصد دقیق و هوشمندانه همراه با کنشگری فعال است.

  • عضو هیأت علمی دانشگاه

پاسخ دهید

برای دریافت کاتالوگ موسسه کلیک فرمایید ( دانلود کاتالوگ )
Hello. Add your message here.